استیو جابز : حقایقی از زندگی حرفه‌ای من

نمی‌خواهم احساسات دیگران را زیر پا بگذارم و به آنها توهین کنم . اما اگر کاری را خراب کنند در رویشان می‌گویم . وظیفه‌ی من آن است که صادق باشم . می‌دانم درباره‌ی چه صحبت می‌کنم و سعی دارم درست بگویم . این فرهنگی است که درصدد آفریدن آن بودم . ما کاملا با هم صادق بودیم ، به نحو وحشیانه‌ای هم صادق بودیم . هر کس می‌تواند به من بگوید یکپارچه افتضاح هستم و من هم می‌توانم بگویم خودتان افتضاح هستید و در خیلی از موارد ، سر هم داد می‌کشیدیم و مشاجرات تندی با هم داشتیم و در این موارد ، در انتها احساس خوبی داشتم . وقتی می‌گفتم : “ران ، این فروشگاه مزخرف است ” در برابر دیگران این را می‌گفتم . یا وقتی در برابر کسی که مسئول کار بود می‌گفتم خدای من ، مهندسی این کار فاجعه است خیلی راحت این را می‌گفتم .

 

وقتی درگیر کاری هستید ، این کارها هزینه‌ای است که باید برای آن بپردازید . می‌باید بیش از حد راستگو باشید . شاید راه بهتری هم باشد . یک باشگاه آدم‌های آراسته که همه کراوات بزنند و با الفاظ فاخر سخن بگویند و از واژه‌های مخملین استفاده کنند . اما من این کار‌ها را بلد نیستم . زیرا آدمی هستم از طبقه‌ی متوسط .

 

گاهی با مردم بد رفتار کرده‌ام . شاید بیشتر از آنی که لازم بود . زمانی را به یاد می‌آورم که پسرم ، شش سال داشت و به خانه آمد و من آن روز ، یک نفر را اخراج کرده بودم . تصور کردم چه حالی دارد که آدم به خانه بیاید و به خانواده و پسر جوانش بگوید که از کار بیکار شده است . بسیار سخت بود اما می‌باید انجام شود . وظیفه‌ی من این بود که همیشه اطمینان داشته باشم که گروه من از بهترینها هستند . و اگر من به دنبال این اطمینان خاطر نبودم ، هیچ کس دیگر هم نبود .

 

دیلن و بیتلز به تکامل آهنگ‌های خود  و تغییر و اصلاح هنر خود ادامه می‌دادند . این همان کاری بود که من می‌خواستم انجام دهم ؛ به جلو رفتن . و گرنه همان طور که دیلن می‌گوید : “اگر خود را مشغول به زندگی نکنید باید مشغول به مرگ کنید . “

 

چه انگیزه‌ای مرا به پیش می‌راند ؟ فکر می‌کنم بیشتر مردمی که خلاقیت دارند مراتب سپاس خود را به بهره‌ای که از دیگران برده‌اند به نوعی ابراز می‌کنند .

من زبان ریاضی را که از آن استفاده می‌کنم ، اختراع نکرده‌ام .

مقدار اندکی از غذایی را که می‌خورم ، خودم تولید کرده‌ام .

هیچ کدام از لباس‌هایم را خودم ندوخته‌ام .

 

هر کاری که می‌کنم ، مرتبط است به دیگر همنوعانم . همه‌ی ما به نوعی بر روی شانه‌ی نسل‌های قبل از خود ایستاده‌ایم و بسیاری از ما می‌خواهیم کاری برای دیگران بکنیم . چیزی به میراث بشری بیفزاییم و این کار را هم می‌خواهیم به روش خود انجام دهیم و به تنها روشی که بلد هستیم ؛

زیرا نمی‌توانیم مثل باب دیلن آهنگی بسراییم یا مانند تام استاپرد نمایشنامه بنویسیم . ما می‌خواهیم از نبوغ خود برای بیان احساسات عمیق خود استفاده کنیم تا ستایش خود را از هر آنچه در برابر ما قرار می‌گیرد بیان کنیم و چیزی خوب را به جهان بیفزاییم .

 این بود ، آنچه مرا به پیش برد .

 

استیو جابز

مطالب مرتبط