روانشناسی مثبت‌گرا ؛دانشی که به زندگی ارزش زیستن می‌دهد

نام مارتین سلیگمن ، با دانش روانشناسی مثبت‌گرا گره خورده است ؛ دانشی که به زندگی ، ارزش زیستن می‌دهد . او می‌گوید : “۱۰ سال پیش، وقتی داخل هواپیما بودم و شغلم را به بغل دستیم می‌گفتم ، آنها از من فاصله می‌گرفتند. چون، اعتقاد داشتند روانشناسی درباره پیدایش نقطه ضعف‌های بشری و کشف افراد دیوانه است . اما حالا وقتی که به مردم می‌گویم چه کاره‌ام، به سمت من می‌آیند .”

 

در گذشته ، اغلب افراد به دلیل درمان اختلالات روحی و روانی خود به روانشناس مراجعه می‌کردند اما سلیگمن ، تعریف جدیدی از روانشناسی مدرن را ارائه می‌دهد که در آن خبری از بیماری و درمان آن نیست بلکه افراد سالم برای افزایش کیفیت زندگی خود از این دانش استفاده می‌کنند . مرکز توجه روانشناسی مثبت‌گرا ، پرورش استعدادها و توانایی‌های بالقوه‌ی انسانها و تکمیل زندگی مردم عادی است . به عبارت دیگر ، روانشناسی به همان اندازه که به ناتوانی‌ها و ضعف‌های بشری اهمیت می‌دهد باید به توانایی‌ها و نبوغ آنان نیز توجه داشته باشد.

 

مارتین سلیگمن ، ایده‌های ارزشمند خود درباره روانشناسی مثبت‌گرا را در TED برای علاقمندان به اشتراک گذاشته است . در ادامه ، به بیان نکات کلیدی که در این سخنرانی به آنها اشاره شده است ، می‌پردازیم .

 

  •  با اینکه در طی ۶۰ سال اخیر ، دانش روانشناسی و روانپزشکی به توانایی لازم به منظور کاهش آزردگی مردم دست یافته است اما  روانشناسان و روانپزشکان تبدیل به قربانی‌شناسان و آسیب‌شناسان شدند و دیدگاه ما بسوی ذات انسانی ، بسیار بدبین و نومیدکننده بوده است .

 

  • ما فراموش کردیم که مردم قادر به انتخاب و تصمیم گیری هستند . ما بهبود یک زندگی عادی را فراموش کردیم و این ماموریت را ، که هدفش شاد کردن مردمی تقریبا بدون مشکل بود را از یاد بردیم ؛ واژگانی مانند  پروراندن بیشتر، پرباری، و مستعد ساختن تبدیل به واژگانی زشت شدند و کسی به آنها اهمیتی نمی‌دهد .در این سالها آنچنان شتابان در فکر کمک به افراد بیمار و مشکل‌دار بودیم که هیچ‌گاه به ذهنمان خطور نکرد که مداخلاتِ مثبتی را پرورش دهیم که با آنها بتوانیم افراد را شادتر کنیم .

 

  • ماموریتی که من می‌خواهم روانشناسی داشته باشد، علاوه بر درمان اختلالات روانی، و کاهش آزردگی مردم این است که آیا روانشناسی می‌تواند اشخاص را شادتر کند؟
روانشناسی مثبت‌گرا ؛دانشی که به زندگی ارزش زیستن می‌دهد
در حالی که بدبینی شما را به سمت انفعال می‌کشاند ، خوش‌بینی شما را به سوی تلاش برای ایجاد تغییر هدایت می‌کند .

 

  • سه نوع زندگی شاد را می‌توان تعریف کرد .

 

زندگی دلپذیر : نوعی از زندگی است که باید در آن ، تا حد ممکن عواطف مثبت و مهارت‌هایی برای تقویت آن داشته باشیم . روانشناسی مثبت بیش از عواطف مثبت و بنا کردن لذات است ؛ پس صرفاً شادی شناسی نیست و به اینجا ختم نمی‌شود .

زندگی متعهدانه : این همان نوع از زندگی است که ارسطو در مورد آن صحبت کرده است . : زندگی کاری ، تربیت فرزندان، عشق، اوقات فراغت، زمان‌های ایستا.

زندگی معنادار : وجود معنی در زندگی . در این نوع از زندگی می‌توانیم خوشحال باشیم و این رسماً مهمترین خوشحالی ارج نهاده شده است .

 

  • حالا که با این سه نوع از زندگی آشنا شدیم می‌خواهیم بدانیم مردم چه میزان از زندگییشان راضی‌اند ؟ چقدر رضایت از زندگی خود دریافت می‌کنند؟ تا چه حدی بدست آوردن لذات، دنبال کردن عواطف مثبت، زندگی دلپذیر، متعهد بودن و معنی، در رضایت افراد از زندگی سهم دارند؟ ما برای پاسخ به این سوالات ،  ۱۵ آزمون تکراری که شامل بیش از هزاران نفر بوده است را  انجام داده‌ایم  و نتایج ، بسیار شگفت‌انگیز و دور از انتظار بود . به دست آوردن لذات، تقریبا هیچ سهمی در رضایت از زندگی ندارد. به دست آوردن تعهد بسیار قوی و زندگی معنادار از همه قویتر است.. موقعی لذات اهمیت دارند که ، متعهد بودن و معنی ، هر دو را در دست داشته باشیم  . بعد لذات همانند خامه و گیلاس خواهند بود. به عبارت دیگر، اگر هر سه زندگی را داشته باشیم از یک زندگی کامل برخورداریم و اگر هیچ کدام وجود نداشته باشند ، با یک زندگی پوچ و تهی مواجه خواهیم بود .

 

  • مداخلات مثبت می‌توانند باعث ایجاد خوشی پایدارتر شوند . به عنوان نمونه ، ما به افرادی گفتیم که یک عمل صرفاً نوع دوستی و یک عمل صرفاً تفریحی و خوش انجام دهند و بعد آنها را با هم مقایسه کنند و این را کشف کردیم که وقتی یک عمل تفریحی انجام می‌دهید نتیجه‌اش موقتی و زودگذر است. ولی وقتی که یک عمل بشردوستانه انجام می‌دهید خوشی ، پایدار می‌ماند. پس اینها نمونه‌هایی از مداخلات مثبتند .

مطالب مرتبط