چرا فقط بعضی از مردم تغییر می‌کنند ؟

 کریس پورسز (Chris Prosz) یک عکاس خیابانی است . او بعد از ۴۰ سال تصمیم می‌گیرد به سراغ سوژه‌های عکس‌های خود برد و از نزدیک ، شاهد میزان تغییر و تحولشان باشد ؛ به همین دلیل سالها تلاش می‌کند تا آنها را پیدا کند . کریس پورسز ، موفق می‌شود با برخی از آنها ملاقات داشته باشد و پس از گذشت تقریبا ۴۰ سال ، با آنها تجدید دیدار کند .

 

 اما از میان عکس‌های او ، یک عکس بیش از همه نظرم را  به خودش جلب کرد .

 

چرا بعضی از مردم تغییر می‌کنند ؟ ( و بعضی دیگر تغییر نمی‌کنند)
چرا این مرد گرد پیری و گذر عمر بر چهره‌اش نشسته اما هنوز همان مرد چهل سال پیش مانده است . علت این ثابت ماندن چیست ؟

چرا این مرد ، گرد پیری و گذر عمر بر چهره‌اش نشسته اما هنوز همان مرد چهل سال پیش مانده است . علت این ثابت ماندن چیست ؟

 

با گذر زمان ، چهره‌ی شهرها تغییر می‌کند . این حرف مرا کسانی درک می‌کنند که برای مدتی ، هر چند کوتاه ، از شهری که قبلا در آن زندگی می‌کردند دور مانده باشند و دوباره به آنجا برگردند . فقط شهرها و معماری و فرهنگ آن نیست که تغییر می‌کند بلکه بعضی آدم‌هایی که در آن زندگی می‌کنند نیز در حال متحول شدن هستند . اما چرا بعضی از مردم ؟ چرا همه‌ی آنها این تحول و دگرگونی را تجربه نمی‌کنند ؟

 

باور نداشتن به “نیاز به تغییر”

همیشه در اطراف ما افرادی هستند که دلسوزانه تشویقمان می‌کنند و به ما انگیزه می‌دهند تا بتوانیم تغییر کنیم . اما وقتی خود ما هنوز به این باور نرسیده‌ایم که نیاز به تغییر کردن داریم و تنها دلیل ما برای تلاش بیشتر در این مسیر ، همین انگیزه‌هایی است که دیگران در ما ایجاد می‌کنند تصور اینکه چنین اتفاقی در زندگیمان رخ دهد ، خیلی سخت به نظر می‌رسد .

 

نداشتن انگیزه‌ی کافی

فرض کنید که شما از رانندگی کردن می‌ترسید و هیچ دلیلی هم وجود ندارد که شما را مجبور به مقابله با این ترس بکند ؛ چون شما از  طریق روش‌های دیگر مثل استخدام راننده یا استفاده از وسائل نقلیه عمومی ، نیازتان را برطرف می‌کنید . به طور کلی، تا زمانی که مشکلات ما به اندازه‌ی کافی بزرگ نباشند هیچ انگیزه‌ایی برای مقابله با آنها در خود نمی‌بینیم به همین خاطر ترس‌ها و مشکلات ما در زندگی ، سالها حل نشده باقی خواهند ماند . معمولا ،  افرادی که تصمیم می‌گیرند در زندگی خود تغییر  ایجاد کنند و با ترس‌ها و مشکلات خود روبرو شوند کسانی هستند که زندگی کردن در چنین وضعیتی برایشان دشوار است ؛ این افراد ،  دانش و مهارت‌هایی را  که می‌تواند راه حل مشکلاتشان باشند را می‌آموزند و با تمرینات مستمر و بی‌وقفه آنها را به یک عادت مفید و جدید تبدیل می‌کنند . همین عادت‌های موثر هستند که باعث ایجاد تحول خواهند شد .

 

اهداف و انگیزه‌های کوتاه مدت  

به عنوان مثال ، شما قصد دارید برای اینکه در مراسم ازدواجتان زیبا به نظر برسید وزن‌ خود را کاهش دهید . این یک انگیزه‌ی قوی برای شروع تمرینات ورزشی و رسیدن به وزن ایده‌آل است . واقعیت این است که  این انگیزه در کوتاه مدت مفید خواهد بود اما بعد از ازدواج چه اتفاقی رخ خواهد داد ؟ آیا این تحول و تغییر در سبک زندگی شما ، پایدار خواهد ماند ؟

برای موفقیت در ایجاد تغییرات بلند مدت ، باید انگیزه‌هایی عمیق‌تر داشته باشیم و در مورد باور‌ها ، الگوها و توقعات خودمان تفکر کنیم . ما در این مسیر نیازمند اصلاح رفتار خود ، پیش‌بینی چالش‌ها و تمرین برای انجام برنامه‌های جدید ، هستیم . آنچه تفاوت ایجاد می‌کند این است که آیا همه افراد ، برای انجام چنین کارهایی آمادگی لازم را دارند یا به عبارت دیگر ، آیا همه ، مستعد ایجاد تغییر در سبک زندگی خود هستند ؟

 

عدم تمایل به تغییر

خداوند در قرآن می‌فرماید : “إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم – خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند! ” هیچ کس نمی‌تواند ادعا کند که قادر است کسی را تغییر بدهد که خودش هیچ تمایلی به ایجاد تغییر در نوع نگرش و رفتارش در زندگی ندارد . هر کس باید خودش شروع کند و دیگران فقط می‌توانند در نقش هدایتگر یا حامی به او کمک کنند .

 

منبع عکس (+)

مطالب مرتبط