۵ درسی که اشتباه کردن به ما می آموزد

به طور کلی ، وقتی قرار است تصمیم بزرگ و مهمی در زندگی بگیریم ، بیش از اندازه به خودمان سخت می‌گیریم و سعی می‌کنیم که در انتخاب‌های خود ، از هر گونه اشتباه دوری کنیم .

  • اگر چندین رابطه‌ی ناموفق داشته باشیم و  به دلایلی به جدایی ختم شده باشند ، در نهایت به این نتیجه می‌رسیم که سرنوشت ما این طور رقم خورده است که باید تا ابد و برای همیشه تنها زندگی کنیم .

 

  • وقتی به مدرسه می‌رویم ، مدرک می‌گیریم  و سالها برای داشتن شغلی که در نهایت روزی از آن منتنفر خواهیم شد  آموزش می‌بینیم ، خودمان را سرزنش می کنیم که چرا قبلا متوجه این موضوع نشده‌ایم و سنجیده‌تر عمل نکردیم .

 

  • وقتی رویای نوشتن یک کتاب یا تاسیس یک شرکت یا خلق چیز ارزشمندی را در سر می‌پرورانیم و در ابتدای راه با مشکل و شکست روبرو می‌شویم به خودمان می‌گوییم “من برای این کار ساخته نشده‌ام”

 

به اعتقاد جیمز کلیر (James Clear)در این قبیل موارد ،  در حالی که برای به ثمر رساندن کارهای پیچیده و چند مجهولی سخت تلاش می‌کنید ، اگر اشتباهی رخ دهد نشانه این است که شما در مسیر درستی قرار گرفته‌اید .

 

انتخاب اول در برابر انتخاب بهینه

به دلایل مختلف ، ما انتظار داریم که اولین انتخاب‌مان یک انتخاب بهینه باشد . در حالی که ، این کاملا طبیعی است اگر اولین تلاش‌های ما بی‌ثمر ، ناصحیح یا اشتباه باشند ؛ به خصوص اگر قرار باشد در مورد مسائل مهم و سرنوشت ساز درزندگی  تصمیم گیری کنیم .

 

برای مثال :

انتخاب همسر

آیا اولین کسی که شما با او آشنا می‌شوید ، می‌تواند شریک مناسبی برای زندگیتان باشد ؟ عشق در یک نگاه وجود دارد اما به ندرت و در موارد استثنائی . به طور طبیعی ، یافتن یک شریک مناسب برای زندگی ، کاری پیچیده و زمان بر است و انتظار نامعقولی است اگر کسی فکر کند که اولین فردی که با او آشنا می‌شود جز بهترین انتخابش برای ازدواج خواهد بود .

 

انتخاب شغل

شما در ۲۲ سالگی تصمیم می‌گیرید که چه شغلی برای شما مناسب است و حرفه‌ایی را برای خود انتخاب می‌کنید . آیا می‌توانید تضمین کنید که شغلی که در این سن انتخاب کرده‌اید برای ۴۰ سالگی شما هم مناسب باشد ؟ یا ۳۰ سالگی ؟ یا حتی ۲۵ سالگی ؟ در نظر بگیرید که در این سال‌ها ، تا چه میزان آگاهی شما نسبت به خودتان و توانمندی‌ها و علایقتان ارتقا یافته است . شما در طول زندگی تغییر کرده و رشد پیدا خواهید کرد . هیچ دلیلی وجود ندارد که شما بتوانید در سنی که تازه فارغ‌التحصیل شده‌اید به راحتی  برای سرنوشت شغلی خود  تصمیم بگیرید و مناسب‌ترین شغل را برای خودتان انتخاب کنید .

 

شروع یک کسب و کار

کاملا بعید به نظر می‌رسد که اولین ایده‌ای که برای آغاز یک کسب و کار به ذهن‌تان خطور می‌کند ، بهترین ایده و انتخاب باشد . این واقعیت کارآفرینی است .

وقتی با مسائل سخت و پیچیده‌ای مثل یافتن شریک مناسب برای زندگی یا  انتخاب مسیر شغلی صحیح روبرو هستیم ، تلاش‌های اولیه ما به ندرت می‌تواند ما را به سمت یافتن یک راه حل بهینه هدایت کند .

 

۵ درسی که از اشتباهاتمان می‌گیریم

ما از طریق اشتباه کردن، می‌توانیم تجربه کسب کنیم به شرط اینکه به خطا‌ها و اشتباهاتمان به این دید نگاه کنیم که آنها آموزگارانی هستند که درس‌های بزرگی به ما می‌آموزند .

 

  • انتخاب‌هایی که از نظر شما ، در حال حاضر ، بی‌ارزش به نظر می‌رسند نشان‌دهنده میزان رشد و شکوفایی شما هستند . وقتی به تصمیمات گذشته‌ی خود نگاه می‌کنید باید امیدوار باشید که تعدادی از آنها در حال حاضر احمقانه به نظر برسند چون این اتفاق نشان‌ می‌دهد که تا چه میزان رشد کرده‌اید . شما اگر همواره در منطقه امن خود بمانید ، هرگز نخواهید توانست توانمندی‌های بالقوه‌ی خود را شکوفا کنید . اگر قرار باشد اولین انتخاب شما ، بهترین انتخاب باشد شما هرگز خودتان را به چالش نخواهید کشید .

 

  • وقتی آگاه باشید که اولین انتخاب شما احتمالا انتخاب اشتباهی خواهد بود ، بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که شروع کنید ؛ تا سریع‌تر از اشتباه خود درس بگیرید و زودتر مسیر صحیح را کشف کنید . در مورد مسائل پیچیده‌ای مثل ایجاد روابط یا کارآفرینی ، باید قبل از اینکه احساس آمادگی کنیم شروع کنیم چون غیر ممکن است که کسی در مورد چنین موارد پیچیده‌ای به طور کامل احساس آمادگی کند و بعد وارد عمل شود . بهترین روش برای یادگیری این است که دست به کار شویم و تمریناتمان را آغاز کنیم .

 

  • بهتر است موضوعات کلی و بزرگ را به وظایف کوچک‌تر و با قابلیت دسترسی بیشتر بشکنیم . من نمی‌توانم به یک کسب و کار نگاه کنم و به شما بگویم که چه کاری باید انجام دهید . کارآفرینی موضوع بزرگی است .  اما می‌توانم یک سایت را بررسی کنم و به شما بگویم که چگونه آن را برای ساختن یک لیست ایمیل ، بهینه کنید . چون این موضوع به اندازه کافی کوچک است تا من بتوانم در آن به سطحی از تخصص دست پیدا کنم . اگر می‌خواهیم که انتخاب حساب شده‌تر و با درصد خطای کمتر داشته باشیم باید در یک منطقه کوچک بازی کنیم .

 

  • شما زمانی می‌توانید به احساس خود اعتماد داشته باشید که در پشت آن دانش یا تجربه‌ی کافی وجود داشته باشد . شما زمانی می‌توانید به خودتان اعتماد کنید و در یک زمینه خاص تصمیم شفاف و روشنی بگیرید که در آن زمینه به تخصص و خبرگی رسیده باشید . در بیشتر موارد ، با آزمون و خطا می‌توان به این تسلط و تخصص دست پیدا کرد .

 

  • واقعیت این است که ، شکست همیشه وجود خواهد داشت . دلیلی ندارد زمانی که اشتباه کرده و انتخاب نادرستی انجام داده ایم به سادگی افسرده یا تسلیم شویم . از همه مهمتر اینکه ، شما باید در هر زمان برای دستیابی به بهترین عملکرد خود تلاش کنید چون کوشش و تمرینات شما است که باعث پیشرفت فرایند یادگیریتان می‌شود ؛ آنها ضروری هستند حتی اگر شکست بخورید . آگاه باشید که شاید یک انتخاب شما منجر به شکست شود اما این شکست‌های گاه و بی‌گاه ، هزینه‌هایی هستند که باید برای یافتن و دستیابی به مسیر درست پرداخت کنید .

 

اولین انتخاب شما به ندرت یک انتخاب بهینه خواهد بود . در حال حاضر ، قضاوت در مورد خودتان را متوقف کرده و شروع به رشد کردن کنید .

منبع (+)