خلاقیت ؛ یک رویداد است یا یک فرآیند ؟

همه ما ، داستان نشستن نیوتن زیرسایه یک درخت و سقوط سرنوشت ساز سیبی که منجر به کشف جاذبه زمین شد ، را شنیده‌ایم . اما یک سوال مهم : آیا سقوط سیب ، باعث به کار افتادن قوه خلاقیت نیوتن شد یا این کشف ،  بر اساس مطالعات و تحقیقات قبلی او در این زمینه بوده است ؟

 

پاسخ به این سوال می‌تواند به ما کمک کند تا جواب سوال بزرگ‌تری را بیابیم ؛ خلاقیت یک رویداد است یا یک فرایند ؟

سقوط سیب ، باعث ایجاد یک پرسش در ذهن نیوتن شد ، چرا همیشه سیب‌ها به صورت عمودی از درخت به زمین می‌افتد ؟ و به این نتیجه رسید که باید پای یک قدرت و کشش ناشناخته در میان باشد ؛ این جا بود که مفهوم جاذبه زمین متولد شد . (+)

 

داستان سقوط سیب ، ماجرایی الهام بخش و مثالی ماندگار و نمادین از لحظه‌ای خلاق است ؛ لحظه‌ای که یک شخص نابغه و بااستعداد در شرایطی مناسب قرار می‌گیرد و این موقعیت ، باعث جرقه خوردن یک ایده و خلاقیت بزرگ در ذهن او می‌شود .

 

اما نکته مهمی که اغلب ما از آن غافل هستیم این است که افتادن سیب از درخت در سال ۱۶۶۶ رخ داده است ، در حالی که نیوتن در سال ۱۶۸۷ کتاب پیشگامانه خود ، پرینکیپیا : اصولِ ریاضیِ فلسفهٔ طبیعی ، را منتشر کرد . یعنی او نزدیک به ۲۰ سال بر روی ایده‌های خود در مورد گرانش و جاذبه زمین کار کرد تا بالاخره موفق شد خلاقیت و استعداد درخشان خود را در این زمینه شکوفا کند . افتادن سیب ، تنها شروعی بود برای انجام یک سلسله مطالعات و تحقیقاتی که در نهایت ، منجر به چنین کشف تاثیرگذار و مهمی در جهان شد .

 

نیوتن تنها کسی نیست که سالها درگیر یک ایده بزرگ بود بلکه تفکر خلاق ، برای همه ما یک فرایند است . در این مطلب با تفکر خلاق ،  شرایط محرک و یا عوامل بازدارنده برای بروز خلاقیت ، بیشتر آشنا خواهیم شد .

 

تفکر خلاق : سرنوشت یا سیر تکاملی ؟

تفکر خلاق ، نیازمند آن است که مغز ما بتواند بین چندین ایده نامرتبط ، ارتباط ایجاد کند . آیا این یک ویژگی است که آن را در شکم مادر خود یاد می‌گیریم و با ما متولد می‌شود یا مهارتی است که باید آن را با انجام  تمرین ، پرورش و توسعه دهیم ؟ یا به عبارت دیگر خلاقیت یک ویژگی ذاتی است یا مهارتی اکتسابی؟ اجازه دهید به تحقیقات انجام شده در این زمینه نگاهی بیاندازیم تا بتوانیم برای این سوال مطرح شده ، پاسخ مناسبی بیابیم .

 

در دهه ۱۹۶۰ ، جورج لند که یک پژوهشگر در زمینه خلاقیت است ، با انجام مطالعات خود بر روی خلاقیت ۱۶۰۰ نفر از کودکان ۵ ساله به یک نتیجه باور نکردنی دست پیدا کرد . از بین کودکان انتخاب شده برای این تحقیق ۹۸ درصد آنها در محدوده “بسیار خلاق ” قرار گرفتند . دکتر جورج لند ،  ۵ سال بعد یعنی زمانی که کودکان ۱۰ ساله شده بودند برای بار دوم آزمونی را برای ارزیابی میزان خلاقیت آنها انجام داد که این بار تنها ۳۰ درصد از آنها در محدوده “بسیار خلاق” قرار گرفتند . این رقم در سن ۱۵ سالگی به ۱۲ درصد و در سن ۲۵ سالگی به ۲ درصد کاهش یافت . در پایان تحقیقات ، دکتر جورج لند به این نتیجه رسید که  آنها در طول فرایند رشد خود ، از کودکی تا بزرگسالی ، رفتارهای غیرخلاقانه را آموخته‌اند . (+)

 

روند مشابه دیگری نیز توسط سایر پژوهشگران در این زمینه کشف شده است . به عنوان مثال ، مطالعات انجام شده بر روی ۵۹۹, ۲۷۲ نفر از دانش‌آموزان نشان می‌دهد که از سال ۱۹۹۰ تا کنون اگرچه امتیازات IQ افزایش یافته است اما امتیاز تفکر خلاق آنها با کاهش همراه بوده است . (+)

 

منظور ما این نیست که خلاقیت ۱۰۰ درصد اکتسابی و قابل یادگیری است بلکه در این میان نباید نقش ژنتیک را هم نادیده گرفت . بر طبق گفته باربارا کر ، استاد روانشناسی ، “تقریبا ۲۲ درصد از اختلاف و مغایرت در خلاقیت به دلیل تاثیرات ژنتیکی ایجاد می‌شود ” این آمار براساس مطالعات انجام شده در مورد تفاوت تفکر خلاق در بین دوقلوها ارائه شده است . (+)

 

افرادی که ادعا می‌کنند ” من از آن تیپ آدم‌های خلاق نیستم “ فقط به دنبال بهانه‌ای برای طفره رفتن از تفکر خلاق هستند . به طور تقریبی ، همه آدم‌ها با سطحی از مهارت‌های خلاق متولد می‌شوند و با آموزش و یادگیری می‌توانیم به حداکثر توانمندی خود در زمینه تفکر خلاقانه دست پیدا کنیم .

پس آگاه شدیم که خلاقیت یک مهارت است و می‌توان آن را با تمرین و یادگیری بهبود داده و بازده خلاقیت خود را افزایش دهیم .

خلاقیت ؛ یک رویداد است یا یک فرآیند ؟
پس آگاه شدیم که خلاقیت یک مهارت است و می‌توان آن را با تمرین و یادگیری بهبود داده و بازده خلاقیت خود را افزایش دهیم .

 

طرز فکر رشد یافته

موقعی که تصمیم می‌گیرید تفکر خلاق خود را ارتقا دهید ، برای این منظور محققان چه ” فاکتورهای شخصیتی “ را ذکر می‌کنند ؟

یکی از مهمترین مولفه‌ها ، نوع نگاه‌ شما به استعدادهای نهفته درونتان است به طوریکه ، مهارت‌های خلاق‌تان تا حد زیادی توسط نوع رویکرد شما در فرایند خلاق، تعیین می‌شود ؛ اینکه دارای طرز فکر رشد یافته هستید و یا ذهنیتی محدود و ثابت . افرادی که دارای طرز فکر رشد یافته هستند معتقدند که با تلاش و تمرین می‌توانند توانایی‌های خود را بهبود ببخشند .

 

تفاوت بین این دو طرز فکر ، با جزییات کامل در کتاب  Mindset: The New Psychology of Success نوشته کارول وِک شرح داده شده است .

خجالت و خلاقیت

چگونه می‌توانیم از طرز تفکر رشد یافته برای خلاقیت در شرایط عملی بهره بگیریم ؟

 

بر اساس گفته‌های کارول وِک ، طرز فکر رشد یافته ، بیش از آنکه به فکر نتیجه باشد بر روی فرایند تمرکز می‌کند . پذیرش این تئوری آسان است اما عملیاتی کردن آن ، کار دشواری به نظر می‌رسد . اغلب افراد تمایل ندارند با خجالت و شرمندگی حاصل از نیاز به یادگیری مهارتی جدید مواجه شوند .

 

همه ما می‌دانیم که با فروش نرفتن کتابی که می‌نویسیم  یا فراموش کردن نام کسی که قصد معرفی او را داریم دنیا به آخر نمی‌رسد و زندگیمان نابود نخواهد شد . ما نباید اجازه دهیم اتفاقاتی که بعد از یک رویداد رخ خواهد داد ما را نگران و مضطرب کند . حتی ممکن است ترس ناشی  از مواجه شدن با  احساس حماقت ، حقارت و خجالت ، مانع از آن شود که کاری را شروع کنیم .

برای رهایی از این عوامل بازدانده ، باید ترس‌ها را کنار گذاشته ، خود را با طرز فکر رشد یافته و خلاقیت تجهیز کنیم و وارد عمل شویم .

نتیجه نهایی در مورد تفکر خلاق

خلاقیت یک فرایند است نه یک رویداد . شما باید موانع ذهنی و عوامل بازدارنده درونی خود را از بین ببرید ؛ شما باید تمرین و ممارست کافی داشته باشید و مهارت‌های خود را به کار ببندید . شاید مجبور باشید به مدت یک سال ، یا حتی شبیه نیوتن ، برای سالیان طولانی این فرایند را انجام دهید تا بالاخره بتوانید خلاقیت خود را شکوفا کنید .

منبع (+)

مطالب مرتبط