داستان جان برمبلیت ؛ نقاش نابینا

برای چند لحظه چشمانم را بستم . همه جا فقط تاریکی حضور داشت و تاریکی ؛ در این لحظه بود که ترس بر وجودم مسلط شد . ناخودآگاه چشمانم را باز کردم تا از این دنیای ناشناخته و غیرقابل تحمل فرار کنم . من جرات زندگی در دنیای جدیدی را نداشتم که در آن قرار بود دیگر هرگز از حس بینایی‌ام برای دیدن اطرافم  استفاده نکنم . اما داستان جان برمبلیت جور دیگری رقم خورد . او نابیناست و حالا نقاشی می‌کشد  .

 

جان برمبلیت هنرمندی است که بر اثر عوارض بیماری صرع بینایی خود را از دست می‌دهد . با این اتفاق ، همه‌ی امیدهایش برای تبدیل شدن او به یک معلم در زمینه‌ی نویسندگی خلاق در هم می‌شکند .

 

در این شرایط او چاره‌ای نمی‌بیند جز اینکه در ژرفای غم و افسردگی  فرو رود و با خانواده و دوستانش قطع رابطه کند . او در اندوه و تنهایی‌اش به سر می‌برد که ناگهان حادثه‌یی شگفت انگیزی در درونش رخ داد ؛ او نقاشی را کشف کرد .

 

او آموخت که چگونه می‌تواند با سرانگشتانش تفاوت بین رنگ‌ها را تشخیص دهد و خطوط را بر روی بوم نقاشی رسم کند . جان برمبلیت تلاش کرد تا مهارت تجسم لمسی را بیاموزد ؛ مهارتی که او را قادر به ” دیدن “ موضوعات نقاشی‌اش ، از طریق لمس کردن آنها می‌کرد .

 

حالا او پرتره‌های واقعی و شگفت‌انگیزی را از افرادی نقاشی می‌کند که هرگز آنها را ندیده است ؛ از جمله همسر و پسرش.

جان برمبلیت حتی موفق شده است کتابی با عنوان ” فریاد در تاریکی “  را به چاپ برساند  که در آن ، داستان سفرش از قلمرو نابینایی و تاریکی را شرح می‌دهد و اینکه چگونه  از طریق هنر توانست دوباره نور و روشنایی را ببیند و به سرزمین شادی‌ها ، شور زندگی و روابط گذشته‌ش بازگردد .

 

نقاشی‌های جان برمبلیت در سراسر جهان با قیمت‌های خوبی به فروش می‌رسد و مجموعه‌یی از آثار او نیز به صورت آنلاین به منظور  فروش آنها و نیز بازدید علاقمندان به نمایش گذاشته شده است .

sabzeroshan.com

sabzeroshan.com

sabzeroshan.com

مطالب مرتبط