من چه موقع اجازه دارم شاد باشم ؟ – قسمت دوم

وقتی ما عادت کرده ایم که برای” شاد بودن ”  باید حتما بهانه یی وجود داشته باشد ، کاملا طبیعی به نظر می‌رسد ، اگر چنین سوالی از خودمان برسیم : من چه موقع اجازه دارم شاد باشم ؟

بعد از اینکه :

ازدواج کردم ؟

دانشگاه قبول شدم ؟

بچه دار شدم ؟

ثروتمند و مشهور شدم ؟

و …

من در این زمینه دو گروه را در جامعه می‌شناسم .

  • گروه اول افرادی هستند که از داشته های خود راضی نیستند  و همیشه تلاش می‌کنند در موقعیت‌های بهتری قرار بگیرند . مثل ورزشکاری که از جایگاه فعلی خود ناراضی است و سخت تمرین می‌کند تا جز بهترین‌های رشته‌ی خود باشد یا کارآفرینی که شبانه روز کار می‌کند تا با ایده‌ها و کسب و کار خود جهان را تغییر دهد . این گروه ، شاد بودن و لذت بردن از زندگی خود را به آینده و پس از رسیدن به اهداف خود موکول می‌کنند .
  • گروه دوم افرادی هستند که از شرایط فعلی خود راضی اند و به دنبال کسب سهم بیشتری از زندگی نیستند . آنها سعی می‌کنند از داشته ‌های خود لذت ببرند و برای تجربه‌ی حس خوشبختی نیازی به تلاش بیشتر نمی‌بیند .

ولی من شخصا با هر دو گروه مشکل دارم .

من مایل نیستم مثل گروه اول شاد بودنم را به آینده‌یی گنگ و نامعلوم موکول کنم و لذت بردن از زندگیم را به تاخیر بیاندازم و از طرف دیگر حاضر نیستم مانند گروه دوم  ;برای بهتر شدن ، پیشرفت کردن و رسیدن به اهدافم دست از تلاش بردارم و متوقف شوم .

من می‌خواهم همزمان شاد و فعال باشم اما چگونه ؟

افراد ثروتمند و مشهور زیادی مثل آقای بیل گیتس یا ریچارد برانسون وجود دارند که با داشتن ثروت زیاد و شهرت ، هنوز فعال هستند و دست از تلاش و پیشرفت برنمی‌دارند . مگر نه این است که آنها به هدف خود رسیده اند و دیگر وقت آن رسیده که متوقف شوند و از ثمرات این موفقیت لذت ببرند ؟ پس راز این همه پشتکار و تلاش مداوم چه می‌تواند باشد ؟ کاملا واضح است که  آنها کاری را که انجام می‌دهند  عاشقانه دوست دارند و برای آنها انگیزه و محرکی فراتر از پول و شهرت  وجود دارد .

آنها قبل و بعد از اینکه به اهدافشان برسند شادی و خوشبختی را تجربه می‌کنند . برای آنها فرایند انجام کار لذت بخش است تا صرفا رسیدن به هدف . به همین دلیل هر لحظه و هر ثانیه از کاری که انجام می‌دهند لذت می‌برند و احساس رضایت می‌کنند .

پس لذت بردن از انجام فرایند کارهای روزانه و تمرکز نکردن زیاد بر روی هدف  ، منشا شادی و نشاط در لحظه است . اگر من می‌خواهم همزمان شاد و فعال باشم باید تمرین کنم که به ندای قلب و ذهنم گوش فرا دهم تا آگاه شوم که چه کاری را عاشقانه دوست دارم و از انجامش لذت می‌برم .

باید بیاموزیم  که تنها نباید انتظار داشته باشیم نتیجه‌ی کارهایی که انجام می‌دهیم برایمان شادی بخش باشد بلکه باید انجام روند کار نیز باعث ایجاد احساس شادی و خوشبختی در وجود ما شود .

در نتیجه من آموخته‌م که همیشه و در هر لحظه اجازه دارم که شاد و فعال باشم و هیچ چیز نمی‌تواند مرا در این مسیر محدود کند مگر یک چیز :

اینکه فقط چشم به هدف و آینده بدوزم و لذت بردن از فرایند انجام کاری که عاشقانه دوستش دارم را در لحظه و زمان حال فراموش کنم .

مطالب مرتبط