رشد ذهنی : قدرت باور داشتن به اینکه میتوانم پیشرفت کنم

به نظر می رسد که ما زمان زیادی از عمرمان را در مدرسه و دانشگاه هدر دادیم . در پست تفکر نقادانه و یک آموزگار سخاوتمند به گوشه یی از انتقاداتی که به نظام آموزشی ما وارد است اشاره کردم . بخش زیادی از دوران کودکی ، نوجوانی و جوانی ما در محیط آموزشی سپری شد . در محیطی که معمولا در آن دانش آموزان به دو گروه  طبقه بندی می شدند : تیزهوش و کند ذهن.

تیز هوش ها همیشه به مسائل دشوار،  پاسخ صحیح می دادند و کند ذهن هایی که پاسخ درست را نمی دانستند باید مردود می شدند تا برای همیشه با برچسب کند ذهنی زندگی کنند . تلقین های نادرست و غیر علمی از سمت خانواده و محیط آموزشی  آسیب های جبران ناپذیری را متوجه ی زندگی و آینده ی هر دو گروه کرد . دانش آموزان به ظاهر تیزهوش به دلیل تلقین ها و تشویق های نادرست ، به سمت تحصیل در رشته های دهان پر کنی گرایش داده شدند ! که هرگز به آن علاقه نداشتند و کاملا واضح است که چه سرنوشتی در انتظار  بقیه ی دانش آموزان بوده است .

نتیجه چه شد ؟

کودکانی تربیت شدند که  در بزرگسالی نمی دانند چطور با زندگی ، سختی ها و چالش هایش روبرو شوند ؟ چگونه به رویاهای بزرگ فکر کنند ؟ آنها نمی دانند چرا باید تلاش کنند ؟ استراتژی در زندگی چیست ؟ تمرکز چه فایده ای دارد ؟ چرا باید پشتکار داشته باشند ؟

تشویق خلاقیت و پشتکار در ” روند حل مسئله ” به جای تشویق تیزهوشی در ” یافتن جواب صحیح مسئله “

وقتی ما در مدرسه بیشتر بابت  پاسخ صحیح دادن به مسئله تشویق شدیم و روند رسیدن به پاسخ سوال مهم نبود ، نباید هم انتظار نتیجه یی بهتر از این ها را داشت . بی توجهی به تشویق روند حل یک مسئله یعنی کشتن خلاقیت و تلاش. یعنی تربیت انسانهایی منفعل و بی اراده به جای پرورش انسانهایی سخت کوش ، پویا و فعال . آدمهایی که نه تنها از شکست نمی ترسند بلکه آن را برای یادگیری چیزهای جدید ضروری می دانند .

در مدارس ظرفیت های ذهنی دانش آموزان نادیده گرفته شده و در این شرایط چه کسی می تواند در اندیشه بهبود و توسعه این ظرفیت ها و توانمندی ها باشد !

درد آورترین جمله ی امری که یک دانش آموز بعد از امتحانات ، از معلمش می شنود این جمله است : بیشتر تلاش کن.

حالا چرا این جمله دردآور است ؟ چون وقتی می گوییم بیشتر تلاش کن این ذهنیت در دانش آموز ایجاد می شود که او کند ذهن است و برای یادگیری یک مطلب باید بیشتر از دیگران تلاش کند.

کارول وک نویسنده کتاب mindset به این نکته ی مهم اشاره می کند که ما باید معنای تلاش بیشتر را تغییر دهیم . زحمت و کوشش بیشتر نشانه ی کند ذهنی آنها نیست بلکه باعث می شود نورون های مغزشان بتوانند روابط قدرتمندتری ایجاد کنند و به مرور زمان به ذکاوت و تیزهوشی بیشتری برسند .

موانع  رشد ذهنی باید برطرف شوند تا نسل های پس از ما مجبور نباشند در این فضای مسموم تنفس کنند .

با یک مثال می توانیم بیشتر به اهمیت پرورش و توسعه ی توانایی ها و در نتیجه رشد ذهنی پی ببریم :

  • گفتگوی یک بازنده با خودش (عدم باور به توسعه توانایی ها و رشد ذهنی)

من در امتحانات شکست خوردم

من شکست خوردم چون به اندازه ی کافی باهوش نیستم و می دانم که نمی توانم IQ خودم را تغییر دهم .

بهتره تسلیم بشوم و بابت نتیجه ی بدی که گرفتم معذرت خواهی کنم .

عواقب : ترس ، عصبانیت ، تسلیم ، افسردگی ، نتایج بدتر

  • گفتگوی کسی که در یک رویداد ، نتیجه خوبی نگرفته است (باور به توسعه توانایی ها و رشد ذهنی)

من در امتحانات شکست خوردم

من شکست خوردم چون به اندازه ی کافی مطالعه نداشتم . باید  در آینده برای کسب نتیجه ی بهتر بیشتر تلاش کنم .

بهتره برای انتخاب یک برنامه ی بهتر تصمیم گیری کنم و تمرکز بیشتری بر روی مطالعه ی درسی خود داشته باشم .

تاثیرات : نمرات بالاتر ، موفقیت بیشتر ، شادمانی ، احساس رضایت و خوشبختی

قدرت باور داشتن به اینکه میتوانم پیشرفت کنم
رشد ذهنی : قدرت باور داشتن به اینکه میتوانم پیشرفت کنم

ما باید باور داشته باشیم که می توانیم پیشرفت کنیم و به هیچ کس و هیچ چیز اجازه ندهیم که به این باور ارزشمند ما آسیبی وارد کند.

مطالب مرتبط