روایتی از يك روز زندگي : می خوابم تا بیداری دوباره

 

 

من

هر روز را 

یک زندگی کوتاه می دانم

با چشمان مشتاق ، به صبح خوشامد می گویم

شاد ; مثل یک پسر بچه

با آگاهی به اینکه

من

به تازگی متولد شده ام

در عین شگفتی و لذت

و در هنگام غروب آفتاب

در لحظه ی آخرین تلالو خورشید

وقتی زمان استراحت من فرا می رسد

می دانم که

من

دوباره زنده خواهم شد

پس با لذت و شادی می میرم

آری ; این تمام زندگیست

یک روز آفتابی ، شیرین و عاقلانه

و در نهایت

من

باید بگویم : می خوابم تا بیداری دوباره

 

شعر از : رابرت ویلیام

آهنگ از : لودوویکو ایناوودی  (آلبوم Essential Einaudi)

مطالب مرتبط