چگونه تغییر بزرگی در زندگی خود ایجاد کنیم ؟ – کایزن

اغلب وقتی از صفت “بزرگ “ استفاده می کنیم حس و حال خوبی به ما دست می دهد . خانه ی بزرگ ، خاندان بزرگ ، باغ بزرگ ، شرکت بزرگ ، برند بزرگ ، هدف بزرگ و … ایجاد این حس خوب ، باعث می شود در هر کاری به دنبال انتخاب و کسب بزرگترین ها باشیم . مثلا اهداف بزرگی در زندگی حرفه یی و شخصی خود انتخاب کرده و برای رسیدن به این رویاها و اهداف برنامه ریزی می کنیم .

تا اینجای قصه همه چیز به خوبی و خوشی پیشرفت رفته و ظاهرا مشکلی وجود ندارد . من با نیت ایجاد یک ” تغییر بزرگ  “ در زندگیم یک ” هدف بزرگ “ را انتخاب  می کنم تا از فردا شروع کنم و به مطلوبی که در نظر دارم برسم . مثلا تصمیم می گیرم در عرض شش ماه زبان دلخواهم را بیاموزم و به آن مسلط شوم یا در یک بازه زمانی کوتاه وزن کم کنم و به تناسب اندام برسم یا در فلان کنکور یا آزمون علمی جز نفرات برتر باشم یا هفته ای یک کتاب بخوانم یا صبح ها ساعت ۵ از خواب بیدار شوم یا یک شرکت و کسب و کار بزرگ را راه اندازی کنم .همه این اهداف عالی و والا هستند و اگر به آنها برسم قطعا تغییر بزرگ و ایده آلی را در زندگیم شاهد خواهم بود.

ولی بعد از یک هفته ، احساس شیرین تغییر بزرگ در من ، به احساس تلخ ” شکست ” پیوند می خورد و در خوشبینانه ترین حالت در هفته ی دومی که از برنامه ریزی من برای رسیدن به اهدافم می گذرد ، همه برنامه ها به شکست منتهی شده و در نهایت متوقف می شود.اگر صادق باشیم اغلب ، برای تک تک ما  پیش آمده که با امید رسیدن به موفقیت و ایجاد تغییر و تحول در زندگیمان برنامه ریزی کردیم و اهداف خوب و مفیدی هم در ذهن داشتیم اما در میانه راه همه چیز رها شده و باز به نقطه یی که در ابتدا بودیم برگشتیم . متاسفانه زندگی گروهی از ما انسانها مملو از همین برنامه ریزی های آرمانی شکست خورده و رها شده است و تاسف بیشتر زمانی اتفاق می افتد که حتی تا پایان عمر متوجه نخواهیم شد که  چرا ما به هدف والایی که در سر داشتیم و می توانست سرنوشت خیلی بهتری برای ما رقم بزند نرسیدیم ؟

اینکه اهداف متعالی و عظیم برای خودمان انتخاب کنیم نه تنها ایرادی بر آن وارد نیست بلکه باعث رشد و بالندگی انسان می شود اما اینکه برنامه ایی دست نیافتنی و تخیلی تعیین کنیم و بر اساس آن به سمت هدف حرکت کنیم باعث شکست و نابودی می شود . ما اغلب فکر می کنیم مشکل ، هدفی بود که انتخاب کردیم ولی برای انسانی که قادر است  به ماه یا قعر اقیانوس ها هم سفر کند نباید هدفی دست نیافتی وجود داشته باشد بلکه این برنامه ها و راهکارهای ما هستند که با مشکل و شکست روبرو می شوند و ما را در رسیدن به اهدافمان مایوس می کنند.

چگونه تغییر بزرگی در زندگی خود ایجاد کنیم ؟ - کایزن
انوشه انصاری : ” با دست یافتن به این آرزو که از دوران کودکی در سر داشتم،امیدوارم به جوانان سراسر دنیا بطور مسلم نشان دهم که هیچ محدودیتی برای آنچه که میخواهند بدست بیاورند وجود ندارد “

من تلاش دارم هدف بزرگی را در جهت بهبود اوضاع زندگی شخصی و حرفه یی ام ایجاد کنم اما اعتقادی به انتخاب برنامه یی آرمانی و فشرده ندارم . چون معتقدم به عنوان یک انسان از لحاظ جسمی و روحی دارای ” محدودیت هایی ” هستم و تا زمانی که این محدودیت ها را نشناسم و آطلاعت و آگاهی خودم را در این زمینه ارتقا ندهم نباید انتظار هیچگونه بهبود یا تغییری را در زندگیم داشته باشم. من باور دارم که سنگ بزرگ علامت نزدن است و هر گاه کسی در مورد برنامه های سخت و فشرده ایی که برای خود در نظر گرفته و تازه در شروع راه است ، برایم صحبت می کند به خودم اجازه می دهم که فاتحه ایی برای ختم این برنامه دست نیافتی و دور از ذهن بخوانم .

حالا که درد را شناختیم بهتر است در مورد درمان و بهبود صحبت کنیم .

برای برنامه ریزی صحیح  ، تکنیک ها و روش های گوناگونی وجود دارد و اما روش ” کایزن “ در عمل نتایج بهتر و پایدارتری را ایجاد می کند . در این تکنیک ما به سمت بهتر شدن اوضاع و ”  تغییر خوب ” حرکت می کنیم اما به صورت مستمر و تدریجی . قرار نیست هیچ تغییری به صورت یک شبه و ناگهانی ایجاد شود . در روش کایزن به گونه یی آرام و تدریجی ، تغییر ایجاد می شود که حتی خود ما هم متوجه این تغییرات نمی شویم و فقط از نتایج باورنکردنی و شگفت انگیز آن که در زندگیمان رخ می دهد لذت می بریم.

محدودیت های دورنی :

از نظر علمی در هر بار فکر کردن یک اتصال عصبی جدید در مغز ایجاد می شود و تغییرات تدریجی به مغز ما کمک می کند تا خودش را با شرایط جدید سازگار کند و بدون آشفتگی و استرس الگوها و رفتارهای جدید را  تجزیه و تحلیل کرده و به کار گیرد .از لحاظ روانشناختی هم  ناخودآگاه انسان همیشه تلاش می کند تا ” مفاهیم آشنا و قابل لمس در زمان حال “ را جایگزین  ” موارد ناشناخته و مبهم در آینده ای نامعلوم “ کند و همین ، باعث ایجاد یک مقاومت درونی در انسان می شود که در برابر هر گونه تغییری ایستادگی می کند . این مانع و سد درونی نیز به سادگی ،  توسط تغییرات تدریجی و مستمر شکسته خواهد شد .

محدود یت های بیرونی :

اما عامل بیرونی که باعث می شود برنامه ی ما برای رسیدن به هدف بزرگی که در سر داریم با شکست مواجه شود ” ترس از شکست “ است . مهمترین مرحله در انجام هر برنامه ایی این است که ” شروع و اقدام ” کنیم ولی مانع و محدودیتی بیرونی وجود دارد که باعث می شود برنامه ، بر روی کاغذ بماند و هیچ گاه به مرحله اجرا و اقدام نرسد . ما در مدرسه آموختیم که نباید اشتباه کنیم و اگر اشتباه می کردیم با تنبیه معلم و مسخره شدن توسط دوستان و همکلاسی ها روبرو می شدیم ولی آن دوران گذشته و ما الان اجازه داریم اشتباه کنیم چون آنقدر به بلوغ فکری رسیده ایم که دیگر از تنبیه و مسخره شدن توسط دیگران نگرانی نداشته باشیم و با خیال راحت اشتباه کنیم ،شکست بخوریم ، تجربه کسب کنیم ، اشتباهاتمان را اصلاح کرده و به هدف نهایی و پیروزی برسیم .

ما محدودیت ها ی درونی و بیرونی خودمان را شناختیم و متوجه شدیم که فقط با گام های کوچک و تغییرات تدریجی و پیوسته می توانیم به نتایج و خروجی شگفت انگیز و بزرگ دست پیدا کنیم . باید به خودمان بگوییم : ” من می خواهم تغییر کنم . از همین امروز شروع می کنم این هفته با ۵ دقیقه در روز شروع می کنم هفته بعد با ۱۰ دقیقه در روز و هفته بعد با ….”

باید بدانیم که تغییر و بهبود باید هر روز و بدون وقفه اما با گام های کوچک انجام پذیرد . مغز ما باید بداند که در حال انجام یک کار داوطلبانه و لذت بخش است و از اضافه شدن تکلیف و مسئولیت هیچ خبری نیست . مثلا زمانی که تصمیم می گیرید به تناسب اندام برسید و وزن کم کنید وقتی وارد فروشگاه مواد غذایی می شوید نباید به خودتان بگویید ” من نباید غذاهای پرچرب مصرف کنم ” این گونه صحبت کردن باعث آشفتگی و ایجاد مانع درونی برای پذیرفتن مسئولیت و تعهد جدید می شود بلکه بهتر است اینگونه بگوییم که ” چه ماده غذایی کم چرب و سالمی باید انتخاب کنم ؟” در این حالت مغز تشویق می شود که فکر کند و بدون اجبار و فشار و از روی لذت و جذابیت گزینه هایی را که در پیش رو دارد انتخاب کند .

کسی که به دنبال تناسب اندام است پیاده روی روزانه خود را با ۱۰ دقیقه در روز شروع می کند و پس از یک هفته ، یک ماه ، یک سال و بیشتر متوجه می شود که به صورت خودکار به روزی ۴۵ دقیقه تا ۱ ساعت پیاده روی در روز رسیده است . در صورتی که اگر قرار بود با روزی نیم ساعت در هفته ی اول شروع کند هرگز به هدف بزرگ کم کردن وزن و تناسب اندام نمی رسید . اینکه برای کاهش وزن باید در روز اول دیگر پیتزا نخورد باعث افزایش بیشتر اشتها و تمایل بیشتر به خوردن این غذا می شود در صورتی که هفته اول باید یک تکه کمتر خورد هفته بعد یک تکه کمتر و آنقدر این روند و فرآیند کاهشی را به صورت پیوسته ادامه داد تا به صورت خودکار روزی متوجه شویم که دیگر پیتزا نمی خوریم یا کمتر از قبل می خوریم .

یا مثلا تصمیم می گیریم به زبان انگلیسی مسلط بشویم . باید مثل یک کودک از کشف دنیای ناشناخته لذت ببریم و به جای استفاده از کتاب ها و نرم افزارهای آموزشی به درد نخور ،خسته کننده و خشک مثل کودکی که قرار است با یک زبان جدید آشنا شود با دیدن فیلم های غیر آموزشی و جذاب به زبان اصلی یا خواندن کتاب های غیرآموزشی و مورد علاقه خود به زبان انگلیسی با دنیای واژه ها و کاربرد آنها در جملات آشنا شویم .

چگونه تغییر بزرگی در زندگی خود ایجاد کنیم ؟ - کایزن
با گام های کوچکی که امروز و هر روز بر می داریم قله ی مرتفع فتح نشده یی در آینده باقی نخواهد ماند.

شاید این اقدامات زمانبر و طولانی به نظر برسند اما باید بدانیم که دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است . هر چند من با استفاده از همین روش یعنی تغییر و بهبود تدریجی و مستمر و برداشتن گام های کوچک روزانه توانستم نتایج شگفت انگیز و خارق العاده آن را در زندگی شخصی خودم لمس کنم و به رویاها و اهداف بزرگی که داشتم برسم و مطمئنم با همین روش می توانم هر قله ای را در آینده و در مسیر پیش رویم در زندگی فتح کنم.

با گام های کوچکی که امروز و هر روز بر می داریم قله ی مرتفع فتح نشده یی در آینده باقی نخواهد ماند.

مطالب مرتبط