درباره معکوس کردن فرمول خوشبختی و موفقیت

‹‹باید اول سخت کار کنیم تا به موفقیت برسیم و بعد از اینکه به موفقیت دست یافتیم می توانیم شاد باشیم و خوشبخت زندگی کنیم ››.

جمله یی که خواندید ، تعریفی کلیشه ای ، از ارتباط بین موفقیت و خوشبختی بود ولی قصد دارم در این پست با بررسی اسناد و شواهدی که از نظر علمی و تحقیقاتی ، صحت همگی آنها به اثبات رسیده است ، تعریف کلیشه ای قبلی را بشکنیم و دور بریزیم و فرمولی جدید برای موفقیت و خوشبختی بسازیم .

من به اقتضای رشته ی تحصیلیم ،مدیریت اجرایی، سالها  با شرکت های مختلف تجاری همکاری  داشتم و با مدیران و کارکنان آنان به شکل مستقیم و غیرمستقیم در ارتباط بودم . به همین دلیل این فرصت را داشتم تا با فضای حاکم بر کسب و کار کشوربیشتر آشنا شوم و پیش زمینه ای از  نوع ارتباطاتی که در این محیط وجود دارد ، پیدا کنم.

ما به دنبال بهبود تجارت خود ، افزایش بهره وری و کسب مزیت رقابتی هستیم تا با آنها بتوانیم از سایر رقبا پیشی گرفته و به موفقیت برسیم . همان هدفی که تمامی شرکت ها و موسسات تجاری در سراسر جهان به دنبال تحقق آن هستند اما  باید ببینیم مسیری که برای رسیدن به هدف انتخاب کرده ایم ما را به مقصد می رساند یا خیر ؟

آیا در کشور ما مدیران می دانند که تا چه میزان کارمندانشان در موفقیت یا عدم موفقیت کسب و کارشان نقش دارند ؟  آیا نیازهای آنها را درک می کنند یا قدمی برای افزایش انگیزه ، خلاقیت و احساس رضایت آنها از کاری که انجام می دهند ، برداشته اند ؟ مدیران  تا چه میزان نسبت به ارتباط رضایت کارکنان و افزایش کارایی و اثربخشی آنها آگاهی دارند ؟

با این پیش زمینه به سراغ یک محقق و مدرس دانشگاه هاروارد وموسس سایت good Think به نام  Shawn Achor   ، می رویم که تحقیقاتی در زمینه ارتباط موفقیت با خوشبختی انجام داده است .او نتیجه تحقیقات خود را اینگونه بیان می کند :

‹‹آنچه ما درمی یابیم، لزوما واقعیتی که ما را شکل می دهد، نیست، بلکه لنزی است که مغز شما از طریق آن دنیایی را می بیند ، که شکل دهندۀ واقعیت شماست.و اگر بتوانیم لنزها را عوض کنیم، نه تنها می توانیم سرنوشتمان را عوض کنیم، بلکه می توانیم تک تک پیامدهای تحصیلی و تجارتی را همزمان تغییر دهیم.

اگر ما فرمول خود را برای خوشبختی و موفقیت تغییر دهیم، آنوقت قادر خواهیم بود روش تاثیر بر واقعیت را تغییر دهیم

لازم است که فرمول خوشبختی و موفقیت را برعکس کنیم .در طول سه سال گذشته، من به ۴۵ کشور مختلف سفر کردم، و در بحبوحۀ رکود اقتصادی، با مدارس و شرکتها همکاری کردم. و دریافتم که بیشترمدارس و شرکتها از فرمولی برای موفقیت پیروی می کنند که ازاین قرار است: اگه سخت تر کار کنم ، موفق تر خواهم بودو اگر موفق تر باشم ، خوشبخت تر خواهم بود. این پایه و اساس بیشتر اصول تربیتی ما ، اصول مدیریتی ما و روش برانگیختن رفتارمان را تشکیل می دهد

مشکل این است که این فرمول از لحاظ علمی ناقص و خلاف جهت است. هر وقت مغزتان با موفقیتی روبرو می شود، شما قبل از آن ،  تیر دروازه را عقب تر بردید . شما نمره های خوبی گرفتید، حالا نمره های بهتری می خواهید، شما در مدرسۀ خوبی بودید و بعدش پذیرش در مدرسۀ بهتری می خواهید، شما شغل خوبی داشتید ولی حالا می بایست شغل بهتری داشته باشید، و اگر خوشبختی، نقطۀ مخالف موفقیت است، مغز شما هیچگاه به آن نخواهد رسید. آنچه ما انجام دادیم این است که در قالب یک جامعه، خوشبختی را به آنسوی افق شناختی سوق دادیم.

دلیلش این است  که فکر می کنیم ابتدا باید موفق باشیم تا بعد خوشبخت تر بشویم.

اما مشکل اصلی این است که مغز ما در جهت عکس عمل می کند. اگر شما قادر باشید میزان مثبت گرایی یک فرد را در حال حاضر افزایش دهید، در این زمان، مغز آنها چیزی را تجربه می کند که ما به آن مزیت خوشبختی می گوییم. یعنی مغز شما در حالت مثبت، عملکرد فوق العاده بهتری دارد  در مقایسه با زمانیکه در حالت منفی، خنثی یا تحت استرس است. آگاهی شما، خلاقیت و میزان انرژی شما افزایش می یابد.

آنچه ما در حقیقت دریافتیم این است که تک تک پیامدهای تجارت بهبود می یابد. مغز شما در حالت مثبت  پربار تر است نسبت به حالت منفی، خنثی یا تحت فشار. میزان فروش شما بیشتر است. پزشکان در حالت مثبت، سریعتر و دقیق تر قادر به ارائۀ تشخیص درست هستند .این بدان معنی است که ما می توانیم فرمول را بر عکس کنیم. اگه بتوا نیم راهی پیدا کنیم که در زمان حال مثبت باشیم، در این شرایط ، مغزمان عملکرد موفق تری هم خواهد داشت .چون قادر خواهیم بود  که سخت تر، سریعتر، وهوشمندانه تر کار کنیم.

آنچه لازم است  قادر به انجامش باشیم این است که این فرمول را معکوس کنیم بدین ترتیب آنچه مغزمان عملا  قادر به انجامش است را می بینیم. چون دوپامین، که در هنگام مثبت بودن در سیستم بدنی شما جریان دارد، دو عملکرد دارد. نه تنها شما را خوشحال تر می کند، بلکه تمام مراکز یادگیری در مغز شما را فعال می کند و باعث می شود به گونه ای متفاوت با دنیا سازگار باشید.

با تعلیم دادن افکارمان همانطور که بدنمان را تعلیم می دهیم، دریافتیم که قادریم فرمول خوشبختی و موفقیت را معکوس کنیم، و با انجام اینکار، نه تنها امواج ریزمثبت بلکه یک دگرگونی حقیقی را پدید می آوریم. ››

درباره معکوس کردن فرمول خوشبختی و موفقیت

با این تفاسیر می توانیم تعریفی را که در اول مطلب بیان کردم را  به این شکل تغییر دهیم .باید اول شاد باشیم و احساس خوشبختی و رضایت کنیم و بعد از آن می توانیم موفق باشیم و به موفقیت برسیم.

از این تعریف می توانیم در فضای کسب وکار نیز استفاده کنیم . برای اینکه بتوانیم سخت تر ، سریع تر و هوشمندانه تر کار کنیم نیازمند آن هستیم تا فضایی به دور از منفی بافی و استرس فراهم کرده و در این بستر مناسب و خاک حاصلخیز بذر موفقیت و خوشبختی بکاریم و از محصولش لذت ببریم .

مطالب مرتبط