روز آشنایی : امروز با لودوویکو ایناوودی

تنهایی ، سکوت ، تاریکی و خورشیدی که در حال طلوع است . تا ثانیه های دیگر ، معجزه ی صبح رخ می دهد و گنجشک ها شادی کنان ، روشنایی دوباره روز را جشن می گیرند . شروعی دوباره و دوباره و دوباره .

دوباره شاعر قلم در دست می گیرد ،نویسنده می نویسد ، نقاش خلق یک اثر بی همتا را آغاز می کند و موزیسن به سمت پیانوی خود می رود تا دوباره زندگی را به سبکی جدید و شگفت انگیز بنوازد.

و من قرار است صبحم را آغاز کنم در حالی که با خود قرار گذاشته ام امروز هم با فرد یا افراد تازه ای در زندگیم آشنا شوم . آدم هایی که آمدنشان باعث شادی و آرامش و رفتنشان خاطره انگیز و به یادماندنی است . خوشحالم که تمام عمرم ، پر شده است از امروز هایی که هر روزش را آدم های تازه ، افکار جدید ، رویش دوباره و نگاههای عمیق می سازند. به همین دلیل ، بخشی با عنوان # روز آشنایی را ایجاد کردم تا در آن ، هر روز با یک آدم جدید و تاثیرگذار آشنا شویم.

یکی از این افراد تازه ای که سالهاست با او آشنا شده ام ،  لودوویکو ایناوودی Ludovico Einaudi است. کسی که آهنگ می سازد و آهنگهایش را خودش می نوازد تا آرامش بخش روح کسانی باشد که در سراسر زندگیشان به  شادی و خوشبختی خود و مردم می اندیشند . رنج می کشند ولی باز می خندند ، قطرات اشکی که بر گونه هایشان سرازیر شده است را پاک می کنند و می خندند . آنها معنی زندگی را فهمیده اند و موزیسین هایی مانند  ایناوودی برای آنها آهنگ می سازند و می نوازند .

روز آشنایی : امروز با لودوویکو ایناوودی

یکی از آثار زیبای  لودوویکو ایناوودی : Primavera

لودوویکو ایناوودی برای خلق آلبوم های  هنری خود از زندگی ، خوشبختی ، آرامش ، پرواز ، رویا و نوری که از پنجره به درون اتاق می تابد ، تاثیر پذیرفته است و گوش دادن به قطعات آهنگ های او ، به انسان ناامید می آموزد که شب ، هر چند هم که سرد و تاریک و طولانی باشد خواهد رفت و باید اجازه داد تا روح زندانی شده در قفس تن ، آزاد شود و در هوای شادی و خوشبختی ، به  پرواز درآید و رسیدن به روشنایی را تجربه کند .

من با شنیدن آهنگ های ایناوودی از تمام مسیرهایی که رفته بودم ، برگشتم و همه چیز را دوباره شروع کردم . پدرم همیشه به من نصیحت می کرد که از خراب کردن چیزهایی که ساخته ام هرگز نترسم چون باید برای آباد کردن هر چیز ، ابتدا ویرانش کرد و بعد دوباره ساخت اما این بار آگاهانه تر و استوارتر از گذشته . پس می شود گفت من از آهنگ های او     ” ساختن ” و ” سازنده بودن “ را آموختم .

کم کم خورشید در حال غروب کردن است . خدا را شکر می کنم که می توانم بشنوم ، لمس کنم ، بچشم ، ببینم و با آدم های جدید و بینش های جدید آشنا شوم و هر روزم را با آموختن از آنها  به شب برسانم .

مطالب مرتبط