تفاوت بین هشت و هشت و یک دقیقه

در کشوری زندگی می کنیم که از پرواز هواپیما در فرودگاهش گرفته تا برگزاری کلاس درسش در دانشگاه ، با تاخیر زمانی روبرو هستیم و امری طبیعی و معمولی هم به نظر می رسد . نه تنها ظاهرا مشکلی در این تاخیر کردن ها وجود ندارد بلکه گاهی برای حفظ و افزایش پرستیژ هم می توانیم از آن استفاده کنیم. مثلا کافیست نیم ساعت دیر سر یک قرار مهم برسیم یا با یک تاخیر چند دقیقه ای در یک مصاحبه ی تلویزیونی حاضر شویم و طبق معمول ترافیک شهری را بهانه کنیم . با این تاخیرهای چند دقیقه ای و چند ساعتی ، قطعا ما شخصیتی به نظر می آییم که سرمان آنقدر شلوغ است و مهم هستیم ، که به زحمت توانستیم برای این قرارها و جلسات ، زمانمان را تنظیم کنیم !

در این شرایط و با این فرهنگ که گذشت حتی ساعت ها ، روزها و سالها هم چندان مهم به نظر نمی رسد ، استادی ایرانی ، از دقیقه ها صحبت می کند و  کتاب پرفروشش را تقدیم به دانشجویانی می کند که فرق بین هشت و هشت و یک دقیقه را می دانند (در صفحه اول کتاب عقلانیت و توسعه یافتگی ایران نوشته دکتر سریع القلم نوشته شده است ، تقدیم به دانشجویانی که فرق بین هشت و هشت و یک دقیقه را می دانند)

تفاوت بین هشت و هشت و یک دقیقه

با ارزش ترین و گرانبهاترین دارایی بر روی کره زمین چیست ؟ بدترین و تلخ ترین حادثه ایی که برای یک انسان می تواند رخ دهد چیست ؟ارزشمند ترین چیزی که بعضی از انسانها آن را بی رحمانه حیف و میل می کنند و دور می ریزند چیست ؟

اگر بتوانیم این چیستان را حل کنیم نیمی از راه را در زندگی طی خواهیم کرد.

با ارزش ترین و گرانبهاترین دارایی بر روی کره ی زمین ” زمان  “ است چون هر چیز با زمان به دست می آید و هر آنچه به دست آورده ایم توسط زمان بوده است . ما می توانیم هر چه که می خواهیم داشته یاشیم تحصیلات ، خانه رویایی ، اتومبیل افسانه ای ، موقعیت و جایگاه اجتماعی .اما اگر زمان نداشته باشیم یعنی هیچ چیز نداریم.

بدترین و تلخ ترین حادثه ای که برای یک انسان می تواند رخ دهد ، ” از دست دادن زمان “ است . چون با از دست دادن زمان دیگر هیچ چیز نمی توانیم به دست آوریم و همه چیزمان را از دست خواهیم داد و چه واقعه ایی برای یک انسان می تواند تلخ تر از آن باشد که همه چیزش را از دست دهد؟

ارزشمند ترین چیزی که بعضی از انسانها آن را بی رحمانه حیف و میل می کنند و دور می ریزند چیست ؟ جواب ، به خصوص در کشور ما ، کاملا واضح است . زمان .بسیاری از ما بر اساس پیشامد ، حدس و گمان و دلخواه دیگران زندگی می کنیم . مثلا در نوجوانی که سن رویاپردازی و خلاقیت و آماده شدن برای ورود به جوانی و بهار زندگی است تصمیم می گیریم بر اساس رویاها و آرزوهای  محقق نشده پدر ، مادر ، معلم یا هر شخص تاثیرگذار دیگری زندگی کنیم .بدون اینکه درک کنیم روزها پشت سر هم و سالها پی در پی در حال گذر هستند و باید روزها و سالهای منحصر به فرد خود را داشته باشیم و به جای اینکه ادامه دهنده زندگی دیگران باشیم برای خودمان زندگی کنیم. اغلب ما اگر کیف پولمان را گم کنیم مدتها برای این واقعه عزاداری و سوگواری می کنیم و اطرافیانمان ، ما را دلداری می دهند و با بیان اتفاقات و شکست های مشابهی که برایشان رخ داده است باعث تسلای خاطر ما می شوند ! اما برای از دست دادن زمان ، که به مراتب از آن کیف پول گم شده گرانبهاتر و ارزشمند تر است خم به ابرو هم نمی آوریم!

زمان مانند پول است . اگر پول را به دست یک تاجر حرفه ایی بدهیم قدر ریال به ریال آن را می داند و در پولسازترین معامله سرمایه گذاری خواهد کرد با این هدف که نه تنها اصل پولش را حفظ کند بلکه از  بیشترین سود ممکن هم بهره مند شود. حالا اگر زمان را در اختیار یک انسان عاقل و هوشمند قرار دهیم از این سرمایه عظیم و پربها به بهترین شکل ممکن استفاده می کند و برای ثانیه به ثانیه و دقیقه به دقیقه آن برنامه ریزی کرده و هدف تعیین می کند .

حالا دیگر می دانم چه تفاوتی بین هشت و هشت و یک دقیقه وجود دارد :-)

مطالب مرتبط