قتل جگرگوشه‌های من و ۲۰ جملۀ کوتاه

قتل جگرگوشه‌های من و ۲۰ جملۀ کوتاه

وقتی شروع به نوشتن می‌کنم بارش واژه‌ها و جملات نیز آغاز می‌شود و با شوق و ذوق زیاد آن‌ها را یادداشت می‌کنم.

 

 

گاهی جملاتی را می‌نویسم که برایم عزیز هستند و دل کندن از آن‌ها برایم خیلی سخت است؛ اما از طرف دیگر، احساس می‌کنم حذف این جملات خللی در اصل مطلب و پیام آن ایجاد نمی‌کند.

 

 

بنابراین تصمیم گرفتم نصیحت آرتور کیلر- کروچ را جدی بگیرم و قتل جگر گوشه‌های خود یا مهارت بریدن و حذف جملات عزیز اما زائد خودم را تقویت کنم.

 

 

در یک ماه گذشته حدود ۳۰ مطلب نوشته‌ام که برای تمرین مهارت کوتاه نویسی بیست جملۀ کوتاه از آن‌ها را انتخاب کردم تا در اینجا بنویسم. برای این کار مجبور شدم جملات زیادی را نادیده بگیرم؛ اگرچه سخت بود اما از نتیجه این تمرین راضی هستم. 🙂 

 

 

قتل جگرگوشه‌های من و ۲۰ جملۀ کوتاه :

 

 

  • تقریباً همه می‌دانند که مطالعه عادت خوبی است اما همه از قدرت کتاب آگاه نیستند. (+)

 

 

 

  • ما از کودکی آموخته‌ایم که طبق نیازها و خواسته‌های تعریف شده زندگی کنیم؛ بدون اینکه بدانیم آنچه به عنوان بایدها و باورها به خوردمان می‌دهند حیات بخش است یا مرگ‌آور و کشنده! (+)

 

 

 

  • به گفته آلبرت هیوبارد با ایجاد عادت انضباط فردی، این مهارت و توانمندی را به دست می‌آوریم که بتوانیم کاری که لازم است را در زمان معین انجام دهیم؛ چه این کار را دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم.(+)

 

 

 

  • می‌توانید اشتباهات و شکست‌های خود را ببخشید زیرا قبلاً هزینه آن‌ها را پرداخته‌اید. (+)

 

 

 

  • اگر می‌خواهیم احساس خوبی نسبت به خودمان داشته باشیم و خودمان را موجودی ارزشمند بدانیم مجبور نیستیم کامل و ‌بی اشتباه باشیم. اشتباهاتمان، تعیین کننده ارزش ما نیستند که اگر خطایی کردیم احساس بی‌ارزش بودن کنیم. (+)

 

 

 

  • موریل جیمز معتقد است داستان زندگی ما شبیه آن شاهزاده‌ی زیبای جوانی است که با طلسمی شیطانی به یک وزغ تبدیل شده است. هر کودکی در بدو تولد یک شاهزاده کوچولو و زیباست؛ اما متأسفانه تجارب دوران کودکی ممکن است تصور وجود یک طلسم شیطانی را در ذهنمان شکل داده و احساس وزغ بودن را در ما ایجاد کند. (+)

 

 

 

  • گاهی ما انسان‌ها بیشتر به همدلی نیاز پیدا می‌کنیم تا همدردی. در شرایط سخت و دشوار زندگی که جسم و روح ما آزرده شده، به دنبال کسی هستیم که با حضورش در کنارمان حال ما را خوب کند؛ کسی که با دل و جان حرف‌هایمان را بشنود و برای لحظه‌ای هر چند کوتاه قضاوت‌ها، ذهن‌خوانی و سرزنشگری خود را کنار بگذارد. (+)

 

 

 

  • افرادی که بی‌تدبیر و نابخردانه تصمیم می‌گیرند، همه عمر و امکانات خود را صرف جبران اشتباهاتی می‌کنند که حاصل اقدامات نسنجیده و رفتار به دور از آینده‌نگری خودشان است. (+)

 

 

 

  • هنری جی‌ام نوون می‌گوید: اگر بتوانی در میان تمام کارها و نگرانی‌هایت، وقتی برای تنهایی‌ات بگذاری، به تدریج آثار کامیابی‌ها و ناکامی‌هایت از بین می‌رود و می‌توانی از نو زندگی عادی را آغاز کنی. (+)

 

 

 

  • من اگر هنرمندانه زیستن را آموخته باشم، می‌توانم آنچه را می‌خواهم اما هنوز وجود ندارد را خودم ایجاد کنم و آن را بسازم. دنیا وقتی زیباتر و دوست‌داشتنی‌تر می‌شود که هر آدمی تلاش کند به سبک خودش، دست به خلق و آفرینش اثری تازه بزند؛ اثری که با عشق و اشتیاق وصف ناشدنی آن را می‌آفریند و دوست دارد. (+)

 

 

 

  • کسی که از کمبود عزت نفس رنج می‌برد و قادر نیست با خودش دوستانه خلوت و صحبت کند نمی‌تواند اشتیاق لازم برای دنبال کردن رؤیاها و اولویت‌های مهم و واقعی زندگی‌اش را داشته باشد. چنین فردی از دستیابی به نتایج ارزشمند عاجز است. (+)

 

 

 

  • یک انسان هدفمند؛ نیرومندانه فکر می‌کند، مدبرانه تصمیم می‌گیرد، خردمندانه اقدام می‌کند، فعالانه در صحنه زندگی حضور دارد، مقتدرانه بر ترس‌ها، تردید‌ها، نگرانی‌ها و مشکلات غلبه می‌کند، بی‌باکانه قدم‌های رو به جلو برمی‌دارد، ماهرانه عمل می‌کند، صادقانه سخن می‌گوید، آگاهانه سکوت می‌کند، صبورانه سختی‌های مسیر را تحمل می‌کند و هوشمندانه به آنچه می‌خواهد دست پیدا می‌کند. (+)

 

 

 

  • ارتباطات اجتماعی مؤثر عادت سالمی است که باعث سلامت روانی و بهبود خلق‌وخو می‌شود و از این طریق می‌توانیم زندگی بهتر و شادتری داشته باشیم؛ اما وقتی مهارت انتقاد کردن را به خوبی نیاموخته باشیم، از همه این‌ها محروم خواهیم ماند. (+)

 

 

 

  • خیلی از حرف‌ها را نمی‌توان به زبان آورد؛ این سکوت، پس از مدتی آزاردهنده و غیرقابل تحمل می‌شود و فقط با نوشتن است که می‌توان خاموش بود اما سکوت نکرد. (+)

 

 

 

  • افرادی که یاد گرفته‌اند برای فردیت و هویت خودشان ارزش و احترام قائل باشند و این عادت مثبت را در زندگی‌شان ایجاد کرده‌اند، هر روز به خودشان یادآوری می‌کنند که: من همیشه خواستار نوازش هستم و درک چگونگی به دست آوردن آن و تلاش برای دستیابی به آن نیز به عهده من است. (+)

 

 

 

  • شاید حوادث به انتخاب و دلخواه ما رخ ندهد؛ اما مجبور نیستیم خودمان را به دلیل رفتار غیرمنصفانه دیگران از نشاط زندگی و داشتن حال خوش و امید به آینده محروم کنیم. (+)

 

 

 

  • افراد شاد و موفق، خواسته‌ها، رؤیاها و اهداف دقیق و روشنی دارند و از تأثیر منش و شخصیت بر زندگی خود، کاملاً آگاه هستند؛ بنابراین برای دستیابی به آنچه در آینده می‌خواهند به آن برسند، به داشتن الگوهای مثبت و تأثیرگذار احساس نیاز می‌کنند. (+)

 

 

 

  • بهتر است به جای قربانی کردن رؤیاها و خواسته‌های خودمان و تلاش بیهوده برای جلب محبت و تائید پدر و مادرمان به دنبال ایجاد ارتباط سالم فرزند-والد باشیم که بر اساس رفتار صادقانه، عشق خالص و احترام متقابل شکل گرفته است. تنها در این صورت است که می‌توانیم خواسته‌ها و رؤیاهای خودمان را داشته باشیم و برجسته و متفاوت زندگی کنیم؛ طوری که پدر و مادرمان به داشتن چنین فرزندی افتخار کرده و احساس شادی و رضایت کنند. (+)

 

 

 

  • توقع کامل بودن با تلاش برای کامل‌تر شدن متفاوت است. کامل بودن نمی‌تواند هدف ارزشمندی باشد اما تلاش برای رشد، کامل‌تر شدن و ایجاد تغییرات مثبت باارزش و تحسین‌برانگیز است و انرژی مثبت، شادی و رضایت از زندگی را به ارمغان می‌آورد. (+)

 

 

 

  • زندگی در منطقه امن نیاز به داشتن شایستگی و شجاعت یا قابلیت و توانمندی خاصی ندارد چون در آن، رنج و مشکلی نیست و هر چه هست امنیت و راحتی و آسایش است. فقط یک انتخاب، می‌تواند سرنوشت ما را تعیین ‌کند؛ اینکه در منطقه امن عادت‌ها بمانیم یا از آن خارج شویم. (+)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مطالب پیشنهادی برای زندگی شادتر:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چگونه شاد باشیم؟

 

 

 

 

 

 

 

دریافت کتاب تغییر عادتها (چگونه عادتهایتان را تغییر دهید)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زندگی شادتفکر برترچگونه شاد باشیم؟خلاصه کتابروابط بهترسلامت کاملمنابع آموزنده و الهام بخشعادتهای بهتریادگیری و پیشرفت مداوم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مطالب مرتبط