خلاصه کتاب: هنر ظریف بی‌خیالی

خلاصه کتاب: هنر ظریف بی‌خیالی

معرفی کتاب هنر ظریف بی‌خیالی

 

مارک منسون، نویسنده کتاب هنر ظریف بی‌خیالی، یک وبلاگ نویس معروف است که بیش از دو میلیون نفر نوشته‌هایش را می‌خوانند. به گفته منسون، این کتاب به شما کمک خواهد کرد درباره‌ی آنچه دارید انتخاب می‌کنید تا در زندگی به آن اهمیت دهید و آنچه تصمیم می‌گیرید به آن اهمیت ندهید، کمی شفاف‌تر بیندیشید.

 

 

ایده‌ی بی‌خیالی، روش ساده‌ای است برای سازگاری مجدد خود با توقعاتمان در زندگی و انتخاب اینکه چه چیزی مهم باشد و چه چیزی مهم نباشد. تقویت این توانایی به چیزی می‌انجامد که نوعی روشن بینی عملی است.

 

 

خلاصه کتاب هنر ظریف بی‌خیالی

 

در این قسمت خلاصه‌ای از کتاب هنر ظریف بی‌خیالی اثر مارک منسون را برای شما مخاطبان عزیز سبز روشن آماده کرده‌ایم. این یادداشت‌ها حاوی نقل‌قول‌ها و درس‌های کلیدی همچنین ایده‌ها و عبارات مهم کتاب می‌باشد.

 

 

  • زندگی شامل شکست‌ها، ضررها، پشیمانی‌ها و حتی مرگ می‌شود. به محض اینکه با تمام سختی‌هایی که زندگی به سمت شما پرت می‌کند (و یک عالمه سختی که به سمتتان پرت خواهد کرد) احساس راحتی کنید، از لحاظ روحی یک جورایی سرسخت و شکست‌ناپذیر می‌شوید.

 

 

  • تنها راه غلبه بر درد این است که ابتدا یاد بگیریم که چگونه آن را تحمل کنیم.

 

 

  • درد روحی و روانی ما، مانند درد جسمی، نشانه‌ی چیزی نامتعادل است. محدودیتی که از آن پا فراتر گذاشته شده؛ مانند درد جسمی‌مان، درد روانی‌مان لزوماً همیشه بد یا ناخوشایند نیست. در بعضی موارد، یک تجربه‌ی درد احساسی یا روحی می‌تواند مفید یا لازم باشد. درست همان گونه که برخورد پایمان به میز به ما آموخت که به میزهای کمتری بخوریم، درد احساسی ناشی از طرد شدن یا شکست به ما یاد می‌دهد که چگونه از مرتکب شدن همان اشتباه در آینده، اجتناب کنیم.

 

 

  • ممکن است از تصور زندگی عاری از مشکل و سرشار از شادی ابدی و همدردی همیشگی دهانتان آب بیفتد، اما وقتی به واقعیت و اینجا روی زمین باز می‌گردید، مشکلات هرگز پایان نمی‌یابد.

 

 

 

  • مشکلات، مؤلفه‌های ثابت و همیشگی زندگی هستند. وقتی با خریدن عضویت باشگاه ورزشی، مشکل سلامتی خود را حل می‌کنید مشکل جدیدی به وجود می‌آید. مثلاً اینکه مجبور می‌شوید صبح زود از خواب بیدار شوید و نیم ساعت روی دوچرخه ثابت عرق بریزید.

 

 

  • مشکلات هرگز متوقف نمی‌شوند؛ فقط عوض می‌شوند و یا بهتر می‌شوند.

 

 

  • شادی از حل مشکلات حاصل می‌شود. کلید واژه در اینجا، حل است. اگر از مشکلات فرار کنید یا طوری فکر کنید که انگار هیچ مشکلی ندارید، در این صورت دارید خودتان را بدبخت می‌کنید. اگر چنین درک و احساسی داشته باشید که مشکلاتی دارید که نمی‌توانید آن‌ها را حل کنید، باز هم خودتان را بدبخت می‌کنید.

 

 

  • رمز موفقیت، در حل مشکلات است نه اینکه از اول هیچ مشکلی نداشته باشید.

 

 

  • برای شاد بودن، به چیزی برای حل کردن نیاز داریم؛ بنابراین، شادی نوعی عمل است؛ فعالیت است، نه چیزی که منفعلانه به شما داده شود، نه چیزی که به طرزی جادویی در ده مقاله برتر هافینگتون پست پیدا کرده باشید یا از مربی خاص یاد گرفته باشید. هنگامی که عاقبت پول کافی برای اضافه کردن آن اتاق اضافی به خانه‌تان را به دست می‌آورید، به طرز سحرآمیز ظاهر نمی‌شود. آن را این گونه پیدا نخواهید کرد که در جایی، ایده‌ای، شغلی یا حتی کتابی در همان زمینه، منتظر شما باشد.

 

 

  • شادی فرایندی در جریان، تمام نشدنی و همیشگی است؛ زیرا حل مشکلات، فرایندی در جریان، تمام نشدنی و همیشگی است.

 

 

  • شادی واقعی فقط زمانی حاصل می‌شود که شما مشکلاتی را پیدا کنید که از داشتن آن‌ها و از حل کردنشان  لذت ببرید.

 

 

  • مشکلاتتان هر چه باشد، این مفهوم یکی است؛ مشکلات را حل کنید و شاد باشید. متأسفانه برای بسیاری از آدم‌ها، زندگی این قدر ساده به نظر نمی‌رسد. این بدان دلیل است که آن‌ها اوضاع را دست کم به یکی از این روش خراب می‌کنند؛ انکار و داشتن ذهنیت قربانی.

 

 

  • آدم‌ها مشکلات خود را انکار می‌کنند و دیگران را مقصر می‌دانند، فقط به این دلیل که کار ساده‌ای است و احساس خوبی به آن‌ها می‌دهد؛ اما حل مشکلات کار سختی است و اغلب احساس بدی در آن‌ها به وجود می‌آورد. انواع سرزنش و انکار، به ما سرخوشی فوری می‌دهند. آن‌ها روشی برای فرار موقت از مشکلاتمان هستند و آن فرار می‌تواند به ما نشئگی زودگذری دهد که باعث می‌شود احساس بهتری داشته باشیم.

 

 

  • هر چه مدت طولانی‌تری از مشکلاتمان فرار کنیم و مدت طولانی‌تری آن‌ها را تسکین دهیم وقتی سرانجام با آن‌ها روبرو می‌شویم، دردناک‌تر و سخت‌تر خواهند بود.

 

 

  • احساسات برای یک هدف خاص شکل گرفته‌اند: به ما کمک کنند تا کمی بهتر زندگی و تولید مثل کنیم. همین. به همان اندازه که سوزش ناشی از دست زدن به اجاق داغ به شما یاد می‌دهد که دوباره به آن دست نزنید، غم تنهایی هم به شما می‌آموزد کارهایی را انجام ندهید که باعث شوند دوباره این قدر احساس تنهایی کنید. احساسات صرفاً سیگنال‌های زیست شناختی هستند که طراحی شده‌اند تا شما را در جهت تغییر مفید قرار دهند.

 

 

  • دل مشغولی و توجه بیش از حد به احساس، ما را مأیوس می‌کند. به این دلیل ساده که احساسات هرگز دوام نمی‌آورند. آنچه امروز خوشحالمان می‌کند دیگر فردا باعث شادی‌مان نخواهد شد؛ زیرا ساختار زیست‌شناسی ما همیشه به چیزی بیشتر نیاز دارد.

 

 

  • بی‌شک، علاقه افراطی به شادی با جستجوی پایان‌ناپذیر یک چیز دیگر یک خانه جدید، یک بچه دیگر، یک افزایش حقوق دیگر، برابر است. به رغم تمام زحمت، فشار و نگرانی‌مان سرانجام سر و کارمان به احساسی می‌کشد که به طرز ترسناکی شبیه احساسی است که در ابتدا داشتیم: ناکافی بودن

 

 

  • روانشناسان این مفهوم را تردمیل لذت گرا می‌نامند؛ منظور این عقیده است که ما همواره سخت کار می‌کنیم تا وضعیت زندگی خود را تغییر دهیم اما در واقع، هرگز چندان تفاوتی احساس نمی‌کنیم.

 

 

  • آنچه باعث می‌شود احساس خوبی داشته باشیم، به طرز اجتناب ناپذیری موجب می‌شود که احساس بدی در ما به وجود بیاید. چیزی که به دست می‌آوریم، همان چیزی است که از دست می‌دهیم. آنچه تجربه‌های مثبت ما را خلق می‌کند، تجربه‌های منفی‌مان را تعیین خواهد کرد.

 

 

 

  • این حقیقت تلخی است که باید پذیرفت. ما این تصور را دوست داریم که شکلی از نهایت شادی وجود دارد که می‌تواند به دست آید. ما از این تصور خوشمان می‌آید که می‌توانیم تمام رنج خود را برای همیشه تسکین دهیم. این فکر را دوست داریم که می‌توانیم تا ابد در زندگی خود احساس خشنودی و رضایت داشته باشیم؛ اما نمی‌توانیم.

 

 

  • اگر از شما بپرسم، از زندگی چه می‌خواهید و شما چیزی شبیه این جواب دهید که می‌خواهم شاد باشم و خانواده‌ی معرکه‌ای داشته باشم و شغلی که آن را دوست داشته باشم. پاسختان آن قدر معمولی و پیش بینی شده است که واقعاً هیچ معنایی ندارد.

 

 

  • همه از چیزی که احساس خوب در پی دارد، لذت می‌برند. همه می‌خواهند زندگی بی‌غم، شاد و راحتی داشته باشند، عاشق شوند و روابط زناشویی فوق‌العاده‌ای داشته باشند. عالی به نظر برسند و خوب پول دربیاورند و مشهور و مورد احترام و تحسین برانگیز باشند. یک پولدار به تمام معنا. تا آنجا که وقتی وارد اتاق می‌شوند حضار به احترامشان راه را باز کنند.

 

 

  • اما سؤالی که اکثر افراد به آن توجه نمی‌کنند این است: چه دردی در زندگی خود می‌خواهید؟ حاضرید برای چه چیزی تلاش کنید؟ چون به نظر می‌رسد که این سؤال، در رابطه بااینکه زندگی‌مان چگونه از آب در بیاید، عامل بسیار مؤثرتری است.

 

 

  • اکثر آدم‌ها می‌خواهند شغل راحتی داشته باشند و پول پارو کنند اما خیلی‌ها نمی‌خواهند رنج شصت ساعت کار هفتگی، هر روز آمد و شد کردن در مسیر طولانی بین خانه و محل کار، کار دفتری نفرت انگیز و سلسه مراتب قراردادی شرکت را برای فرار از زندان جهنمی مکعبی، تحمل کنند.

 

 

  • شادی مستلزم تلاش و مبارزه است. از دل مشکلات رشد می‌کند. خوشحالی مثل گل مینا و رنگین کمان، یک دفعه‌ای از توی زمین نمی‌روید. موفقیت و هدف واقعی، بزرگ و همیشگی باید از طریق انتخاب و مدیریت تلاش‌هایمان به دست آیند. خواه از اضطراب یا تنهایی یا اختلال وسواس اجباری رنج ببرید و خواه از رئیس نفهمی که هر روز نیمی از اوقات بیداریتان را خراب می‌کند، راه حل در پذیرش و نبرد فعالانه با آن تجربه‌ی منفی است. نه فرار از آن و نه در رهایی از آن.

 

 

  • مردم دوست دارند کسب و کار خودشان را شروع کنند اما شما یک کارآفرین موفق نمی‌شوید مگر اینکه راهی پیدا کنید تا از ریسک، بلاتکلیفی، شکست‌های پی در پی و زمان‌های احمقانه‌ای که به کاری اختصاص می‌دهید که ممکن است اصلاً هیچ عایدی‌ای نداشته باشد، لذت ببرید.

 

 

  • چیزی که موفقیت شما را تعیین می‌کند چه چیزی برای لذت بردن می‌خواهید؟ نیست. سؤال مناسب این است چه رنجی را می‌خواهید متحمل شوید؟

 

 

  • مسیر رو به شادی، مسیری پر از حقارت، بی‌کفایتی و شرمساری است.

 

 

  • چه درد و رنجی را می‌خواهید متحمل شوید؟ این سؤال سخت است که اهمیت دارد. سؤالی که واقعاً شما را به جایی می‌رساند. این سؤالی است که می‌تواند نگرش و زندگی را تغییر دهد. این چیزی است که من را من می‌سازد و شما را شما. این چیزی است که ما را توصیف می‌کند و ما را متمایز می‌کند و در نهایت، به هم نزدیک‌تر می‌کند.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                            

 

 

 

 

                                                                                                                                                                                                                                                                              

 

 

 

 

مطالب پیشنهادی برای زندگی شادتر:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چگونه شاد باشیم؟

 

 

 

 

 

 

 

دریافت کتاب تغییر عادتها (چگونه عادتهایتان را تغییر دهید)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زندگی شادتفکر برترچگونه شاد باشیم؟خلاصه کتابروابط بهترسلامت کاملمنابع آموزنده و الهام بخشعادتهای بهتریادگیری و پیشرفت مداوم

 

 

 

مطالب مرتبط