خلاصه کتاب: رشد و افزایش عزت نفس

خلاصه کتاب: رشد و افزایش عزت نفس

معرفی کتاب رشد و افزایش عزت نفس

 

نویسندگان این کتاب دکترماتیو مک کی و پاتریک فنینگ هستند که توسط دکتر مهرناز شهرآرای به فارسی ترجمه شده است. فصل‌های این کتاب برای درمانگران و کسانی که به طور خودانگیخته به پرورش و افزایش عزت نفس خود و دیگران علاقه دارند، تدوین شده  و محتوای آن ضمن دارا بودن یک مبنای قوی نظری، بسیار کاربردی است.

 

 

خلاصه کتاب رشد و افزایش عزت نفس

 

در این قسمت خلاصه‌ای از کتاب رشد و افزایش عزت نفس اثر دکترماتیو مک کی و پاتریک فنینگ و ترجمه دکتر مهرناز شهرآرای را برای شما مخاطبان عزیز سبز روشن آماده کرده‌ایم. این یادداشت‌ها حاوی نقل‌قول‌ها و درس‌های کلیدی همچنین ایده‌ها و عبارات مهم کتاب می‌باشد.

 

 

  • عزت نفس برای بقا و سلامت روانی انسان حیاتی است. عزت نفس یکی از ملزومات عاطفی زندگی است و بدون آن بسیاری از نیازهای اساسی برآورده نمی‌شوند.

 

 

  • یکی از مهم‌ترین عواملی که انسان را از حیوان متمایز می‌کند، آگاهی از خود است، یعنی توانایی تشکیل یک هویت و اختصاص دادن ارزشی به آن.

 

 

  • این ظرفیت در انسان وجود دارد که تعریف کند کیست و ببیند که آیا آن هویت را دوست دارد یا خیر. در واقع عزت نفس بعد ارزیابانه خود پنداره – توصیف فرد از خود – است و اشاره به این دارد که چگونه خود را ارزشیابی می‌کنیم.

 

 

  • اگر فرد بخشی‌هایی از خودش را دوست نداشته باشد، ساختار روانی او به شدت آسیب می‌بیند. در چنین شرایطی، شخص از هر چیز که درد عدم پذیرش را به هر شکل وخیم می‌کند اجتناب می‌ورزد. چنین فردی در مسائل اجتماعی، تحصیلی یا شغلی کمتر پیشرفت می‌کند زیرا توانایی دستیابی به پیشرفت و انتظار دستیابی به آن را در خود نمی‌بیند.

 

 

  • شخصی که عزت نفس پایینی دارد برای اجتناب از قضاوت‌های بیشتر و عدم پذیرش مکرر، دیوارهای دفاعی را بر پا می‌کند. ممکن است خود را سرزنش کند، عصبانی و ناامید شود یا خویشتن را در فعالیت‌های آرمان‌گرایانه غرق نماید و گاه نیز به الکل یا مواد مخدر، روابط جنسی ناسالم و بزهکاری متوسل شود. به بیان دیگر، عزت نفس پایین با آسیب‌های فردی و اجتماعی فراوان همراه است.

 

 

  • به نظر می‌رسد که عزت نفس حاصل شرایط زندگی است و از سوی دیگر شرایط زندگی به شدت تحت تأثیر عزت نفس است؛ اما کدام‌یک اول می‌آید؟ واقعیت این است که عزت نفس و شرایط زندگی رابطه غیرمستقیم با هم دارند. عامل مداخله‌گر دیگری وجود دارد که همواره تعیین کننده عزت نفس است و آن افکار فرد است.

 

 

  • وقتی شخص در آیینه به خود نگاه می‌کند می‌گوید: « چه هیکل بدی پیدا کرده‌ام » این فکر می‌تواند بر عزت نفس او اثر منفی بگذارد اما اگر در آیینه نگاه کند و فکر کند: « به نظر می‌رسد مدل موهایم خیلی خوب شده است » اثر آن روی عزت نفس کاملاً برعکس خواهد بود. در این دو مورد تصویر فرد در آیینه همان است تنها افکار فرق کرده‌اند.

 

 

  • افکار نقش بسیار مهمی در چگونگی ادراک و احساسات دارند، بررسی افکار می‌تواند در فراهم آوردن شرایط مناسب برای رشد و تقویت عزت نفس اهمیت ویژه‌ای پیدا کند.

 

 

  • با تغییر دادن نحوه تفسیر زندگی خود، عزت نفس خویش را افزایش دهید.

 

 

  • منتقد درونی معمولاً آن قدر سماجت دارد و کلامش چنان تأثیر گذار است که عملاً جایی را برای صدای سالم باقی نمی‌گذارد. برای اینکه جایی برای پاسخ‌های سالم باز شود استفاده از روش‌های متوقف کردن افکار، مفید است.

 

 

  • منتقد شما را به خاطر اشتباهاتتان سرزنش می‌کند. شما را با دیگران مقایسه می‌کند تا نشان دهد شما چندان خوب نیستید. منتقد معیارهای غیرممکنی را برای کامل بودن تعیین می‌کند و سپس با کوچک‌ترین اشتباه، شما را به باد سرزنش می‌گیرد. منتقد حساب همه شکست‌های شما را دارد ولی هرگز نقاط قوت یا موفقیت‌های شما را به یادتان نمی‌آورد.

 

 

  • منتقد نوشته‌ای دارد که توضیح می‌دهد شما چگونه باید زندگی کنید و اگر نیازهای شما باعث نقض قوانین او شود فریاد می‌زند که شما بد و خطاکار هستید. منتقد به شما می‌گوید که باید بهترین باشید و اگر نباشید، به هیچ نمی‌ارزید. او به شما ناسزا می‌گوید – ناکارآمد، زشت، خودخواه، ضعیف- و به شما می‌قبولاند که همه این‌ها درست است.

 

 

  • منتقد فکر دوستان شما را می‌خواند و شما را متقاعد می‌کند که آن‌ها حوصله شما را ندارند، مجذوب شما نشده‌اند، از شما ناامیدند یا از شما بدشان می‌آید. منتقد با تأکید بر روی اینکه شما « همیشه حرف‌های غیرمنطقی می‌زنید » یا « همیشه رابطه‌هایتان را خراب می‌کنید » یا « هیچ وقت کارها را به موقع تمام نمی‌کنید » نقطه ضعف‌های شما را بزرگ جلوه می‌دهد.

 

 

  • منتقد آسیب‌رسان در هر روز زندگی شما، مشغول تخریب احساس ارزشمندی شماست. این صدا کاملاً با افکار شما در هم تنیده شده است. به طوری که هرگز به اثر مخرب آن توجه نمی‌کنید. حمله‌های شما به خودتان همیشه معقول و موجه به نظر می‌رسند. این صدای درونی بی‌وقفه و قضاوت کننده به نظر طبیعی می‌رسند و جزء آشنایی از وجود شماست. در واقع، منتقد با هر حمله هرگونه احساسات خوبی را که فرد درباره خود دارد، تضعیف می‌کند و از بین می‌برد.

 

 

  • منتقد به اختصار صحبت می‌کند. او فقط ممکن است کلمه « تنبل » را فریاد بکشد. ولی این واژه کوتاه، همه حافظه شما از صدها باری که پدرتان شما را تنبل خوانده و گفته که چقدر از تنبلی متنفر است را یدک می‌کشد. همه خاطرات شما آنجا هستند و وقتی منتقد این کلمه را می‌گوید، نفرت پدر از تنبلی را با تمام وجود احساس می‌کنید.

 

 

  • گاهی منتقد برای تخریب احساس ارزشمندی شما از تصاویر یا عکس‌هایی از گذشته استفاده می‌کند. او یک لحظه از قرار ملاقات با یک فرد مورد علاقه را که در آن دستپاچه عمل کرده‌اید پیش چشم شما می‌آورد، تصاویری از یک بار که رئیستان از شما عصبانی شده بود را به شما نشان می‌دهد، یا عکس‌هایی از یک رابطه شکست خورده یا صحنه‌هایی از دفعاتی که نسبت به فرزندانتان پرخاشگری کرده‌اید را در مقابل شما به نمایش درمی‌آورد.

 

 

  • یکی از نکات عجیب درباره منتقد این است که اغلب به نظر می‌رسد او بیشتر از شما کنترل ذهنتان را در دست دارد. او ناگهان شروع به فریاد زدن می‌کند، پشت سر هم حمله می‌کند، یا شما را در یک صحنه دردناک به دنبال خودش می‌کشد. او طی فرایندی به نام زنجیره کردن ممکن است شکستی در گذشته را به شما نشان دهد که باعث شود شکست‌های فراوان و مرتبط دیگری را به خاطر بیاورید. هر چه سعی می‌کنید منتقد را متوقف کنید، یک اشتباه، دستپاچگی یا طردشدگی دیگر به یادتان می‌آید.

 

 

  • هر چند به نظر می‌رسد منتقد برای خودش دارای اراده است اما استقلال او در واقع توهمی بیش نیست. واقعیت این است که شما آن قدر به گوش‌ دادن به او و باور کردن حرف‌هایش عادت کرده‌اید که هنوز یاد نگرفته‌اید چگونه صدایش را قطع کنید؛ اما با تمرین می‌توانید آنچه او می‌گوید را تحلیل و تکذیب کنید. می‌توانید قبل از اینکه او فرصت پیدا کند احساسات شما درباره ارزشمندی‌تان را زهرآلود کند، او را متوقف کنید.

 

 

  • والدینی که نسبت به تمایز رفتار از هویت آگاه هستند کودکانی با عزت نفس بالا پرورش می‌دهند. کودکانی که احساس بهتری درباره خود دارند و منتقد درونی‌شان خیلی ملایم‌تر است.

 

 

  • کودکی که دائماً درباره خطرات دویدن در خیابان موعظه می‌شود عزت نفس بهتری خواهد داشت تا کودکی که وقتی به طرف خیابان می‌دود فقط به او می‌گویند که پسر بدی است. کودکی که پسر بدی است این پیغام را دریافت می‌کند که خودش و رفتارش خوب نیستند. چنین کودکی یاد نخواهد گرفت که بین آنچه انجام می‌دهد و آنچه هست، تمایز وجود دارد.

 

 

  • آگاه شدن از کارکرد منتقد باعث می‌شود آنچه می‌گوید را کمتر باور کنید. شما از انگیزه غیر آشکار او اطلاع دارید در نتیجه نسبت به او آسیب‌پذیری کمتری خواهید داشت. اگر بتوانید نقش منتقد در زندگی روانی خود را تشخیص دهید، آنگاه خواهید توانست به پیغام‌های او اعتماد نکنید.

 

 

  • شما می‌توانید به صدای منتقد پاسخ متقابل دهید. پاسخ متقابل دادن یعنی اینکه یاد بگیرید برنامه‌ریزی‌ منفی‌ای را که وقتی کودک بودید دریافت کردید، تکذیب و رد نمایید.

 

 

  • ارزش شما در هشیاری و توانایی ادراک و تجربه کردن شماست. ارزش زندگی یک انسان در وجود اوست. هر کاری که می‌کنید و هر موفقیتی که به دست می‌آورید باید ناشی از جریان طبیعی زنده بودن شما و نه حاصل نیاز به ثابت کردن ارزش خود باشد. هر کاری که می‌کنید باید ناشی از علاقه شما برای داشتن یک زندگی پربار باشد.

 

 

  • شما در هر جایگاه و مقامی باشید، به عنوان یک انسان، بیم و امید‌ها، عشق و نفرتها و خواسته‌ها و آرزوهایی دارید. به دنیا نگاه کرده و سعی کرده‌اید معنی‌ای از آن برای خود بسازید، با مشکلات خاص خود در زندگی مقابله کرده‌اید و رنج را تحمل کرده‌اید. طی سال‌ها راهبردهای زیادی را امتحان کرده‌اید تا شاید علی رغم رنجی که می‌کشید، به شما احساس بهتری بدهند. برخی از این راهبردها مؤثر بوده و بعضی نبوده‌اند. برخی در کوتاه مدت مفید بوده‌اند ولی در طولانی‌مدت منجر به ناراحتی بیشتری شده‌اند. این مهم نیست.

 

 

  • مهم این است که در حال تلاش برای زندگی کردن هستید؛ و با وجود همه سختی‌ها همچنان سعی می‌کنید. این است ارزشمندی شما، اینکه انسان هستید.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                        

 

 

 

 

مطالب پیشنهادی برای زندگی شادتر:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چگونه شاد باشیم؟

 

 

 

 

 

 

 

دریافت کتاب تغییر عادتها (چگونه عادتهایتان را تغییر دهید)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زندگی شادتفکر برترچگونه شاد باشیم؟خلاصه کتاب روابط بهترسلامت کاملمنابع آموزنده و الهام بخشعادتهای بهتریادگیری و پیشرفت مداوم

 

 

 

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *